تبلیغات
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد - جمال احمدی آیین پژوهشگر در زمینه‌ی تاریخ كرد ، شاعر و نویسنده
 
درباره وبلاگ


سلام دوستان گرامی
به کرد وب خوش آمدید.

وبلاگ کُرد وب نهایت سعی خود را دارد تا شما دوستان را ، با بیوگرافی مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران نامی کُرد آشنا سازد.

امیدوارم که مطالب وبلاگ بتواند شما دوستان گرامی را با فرهنگ و هنر غنی کردستان آشنا کند .

در ضمن باید یادآور شد که عکسهای این مجموعه با همکاری عکاسان به نام سنندج ، آقایان اسدالله صیدی ( 09183711407 ) و آقای افشین فتاحی در دسترس و جهت استفاده علاقمندان به هنر ، قرار داده شده است.

در اینجا برخود لازم میدانم این نکته را خاطر نشان کنم که جهت حفظ مالکیت اثر برای هنرمند گرامی ، لگوی نام هنرمند بر روی عکسها جهت استفاده عموم ، درج گردیده است .

" با تشکر رشیدی مدیریت kordveb "


مدیر وبلاگ : سید مهدی رشیدی
نظرسنجی
این وبلاگ تا چه حد توانسته اطلاعات شما را در مورد بیوگرافی مشاهیر و هنرمندان نامی کرد افزایش دهد ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد
ملتی که بزرگان خود را نشناسد زیان می کند
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM





جمال احمدی آیین

متولد 1349 سنندج

كارشناس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی سنندج

پژوهشگر در زمینه‌ی تاریخ كرد، شاعر، نویسنده .....

آثار:

1-    رمان مستوره (برگ‌هایی از تاریخ سر به مهر) پیرامون زندگی مستوره‌ی اردلان

2-    تصحیح و تحشیه كتاب تاریخ‌الاكراد مستوره

3-    تصحیح كتاب شرعیات مستوره اردلان با همكاری دكتر نوید نقشبندی

4-    كتاب موراشین (زیورآلات منطقه‌ی كردستان از ابتدا تا به امروز)

5-    كتاب ترنج      ( نقش و نگار قالی كردستان از ابتدا تا به امروز)

6-    كتاب پوشاك كرد (لباس مردم منطقه‌ی كردستان از ابتدا تا به امروز)

7-    سنه‌ی اردلان – كتابی جامع درباره‌ی شهر سنندج از ابتدا تا امروز

8-    همكاری در ساخت فیلم ماه اردلان درباره‌ی زندگی مستوره‌ی اردلان

9-    فیلم‌نامه بادی خوش مرور با همكاری عدنان برزنجی درباره‌ی زندگی نالی

10-    فیلم‌نامه جایی برای دوباره زیستن (فیلم داستانی بلند)

11-    مجموعه مقالات درباره‌ی تاریخ كردستان

12-    مجموعه مصاحبه‌های تلویزیونی، رادیویی، مطبوعاتی درباره‌ی تاریخ كردستان و مستوره‌ی اردلان

13-     شركت در همایش‌های متعدد داخلی و خارجی 






مجموعه ای از مصاحبه ها
:






روایتی درباره‌ی حكومت هفتصد ساله اردلان 


* آقای احمدی آیین. شما درباره اردلان‌ها، مطالعات و پژوهش‌های بسیاری انجام داده‌اید، برای شروع بحث خواهش می‌كنم مختصری از پیشینه‌ی تاریخی آنها بیان بفرمایید و بگوید كه به طور كلی اردلان‌ها چه كسانی بوده‌اند و از كجا آمدند؟

- در این خصوص باید عرض كنم كه روایت‌های متعددی وجود دارد و اینكه اردلان‌ها از كجا آمده‌اند و كه بوده‌اند باید تحقیقات و مطالعات همه جانبه و گسترده‌تری صورت بگیرد. پژوهشگران بسیاری می‌شناسم كه سال‌ها در این باره كار كرده‌اند و به نتایجی در خور رسیده‌اند. متأسفانه ماحصل این پژوهش‌ها امكان عرضه و انتشار پیدا نكرده‌اند. از این لحاظ هنوز به جواب قاطع و روشنی نرسیده‌ایم. به همین دلیل برای تمركز دادن به این پژوهش‌ها و ایجاد فضای مناسب برای عرضه‌ی عمومی، پیشنهاد برگزاری كنگره‌ی اردلان شناسی را مطرح كردم كه خوشبختانه موافقت گردید و در روزهای دوم و سوم آذرماه 1390، كنگره‌ی اردلان شناسی در دانشگاه كردستان برگزار می‌گردد كه بخشی از آن به روشن‌ شدن همین بحث اختصاص دارد. به هرحال عرض كنم هر كس روایت خاص خود را نسبت به این موضوع دارد. درباره اینكه اردلان‌ها از كجا آمده‌اند و اصل و نسب‌شان به كجا بر می‌گردد بحث‌ها و نظرهای متعددی وجود دارد، مثلا روایتی وجود دارد كه اینها را به یك آسیابان منسوب می‌كند كه در مرو، یزدگرد سوم را به قتل رسانده است و امام حسن مجتبی به پاداش این عمل  یك انگشتر و نیز حكومت شاره‌زوور را به او بخشیده است. این روایت حتی شاعر دانشمندی همچون حسینقلی‌خان  حاوی اردلان را هم به اشتباه انداخته است كه در یكی از اشعارش به آن اشاره می‌كند. در حالیكه این روایت هیچ گونه پشتوانه‌ی علمی ندارد و به احتمال، برگرفته از گرایش شدید مشروعیت بخشی دینی بوده كه از دوران صفویه به بعد در ایران رایج شد. صفوی‌ها خویش را به سادات و امامان نسبت می‌داده‌اند. بعد از صفویه نیز بسیار كسان، خود را به شاهان صفویه منسوب می‌كردند. در اوایل قاجاریه، كه عامه‌ی مردم خواهان آرامش دوران صفویه بودند، این روایت جعل شد كه محمدحسن خان قاجار در اصل قاجاری نبوده بلكه فرزند شاه‌سلطان حسین صفوی می‌باشد كه یكی از كنیزان گرجیِ شاه در هنگام هدیه به فتحعلی‌خان قاجار او را از شاه حامله بوده است. برخی تاریخ‌نویسان منسوب به اردلانی هم در دوره‌ای كه مشروعیت دینی از دارای اهمیت بوده است ندانسته به این گونه روایت‌ها دامن زدند. در حالی كه فردوسی، بلاذری و ابن اثیر و دیگر تاریخ‌نویسان به صراحت اشاره می‌كنند كه آن آسیابان و خانواده‌اش بعد از قتل یزدگرد، به وسیله‌ی ماهویه مرزبان مرو به قتل رسیدند. روایت‌های دیگری هم هست كه اردلانی‌ها را به كردهای شبانكاره و حسنویه می‌رساند. اما مشهورترین روایتی كه از پشتوانه‌ی علمی نیز برخوردار است اردلانی‌ها را به مروانی‌های دیار بكر منتسب می‌كند. مروانی‌های دیاربكر سلسله‌ای بودند كه در دوران آل بویه در منطقه‌ی دیاربكر حضور داشته‌اند كه بسیار هم مقتدر بودند. این حكومت بعدها به وسیله‌ی سلجوقی‌ها و به كمك ابن هژیر وزیر آخرین پادشاه این سلسله منقرض شد. مروانی‌ها اصل‌شان به مروان حار البختی می‌رسد. مروان حارالبختی اصل و نسب‌اش به كردهای ساسانی برمی‌گردد. و این روایت را امیر شرف خان بدلیسی تأیید كرده است و وی اولین كسی است كه این بحث را در خصوص اردلان‌ها بیان می‌كند. مدتی پیش به مطلبی به نام ابن‌الازرق برخورد كردم و كه سر سلسله‌ی مروانی‌ها را متعلق به منطقه‌ای در همان دیاربكر به نام سیرت می‌دانست كه آسیاب بسیار مشهوری در آنجا بوده است. شاید داستان این آسیابان با تحریف و تعریب از همین جا نشأت گرفته باشد. شاهباز كُرد، شخصی مشهور است كه حكومت مروانی‌ها را تاسیس كرد و خواهرزاده‌های شاهباز كه چهار برادر بودند؛ بعد از مرگ دایی‌شان، یكی پس از دیگری حكومت مروانی را توسعه دادند. یكی از آنها به نام احمد نصرالدوله حكومت مروانی را به اوج خود رساند و نواده‌های نصرالدوله بعدها گرفتار وزیر خیانتكاری به نام ابن هژیر شدند كه تركان سلجوقی را بر آنها مسلط و حكومت‌شان را منقرض كرد و نواده‌های خانواده‌ی احمد مروان از بیم قتل عام  و نسل كشی، به اطراف و اكناف پراكنده شدند. اردلانی‌ها به منطقه‌ی كردستان آمدند و آنگونه كه امیر شرف‌خان بدلیسی می‌گوید در منطقه‌ی پالنگان مستقر شدند كه آن زمان محل سكونت ایل كلهر بوده است. این ایل تاب اقتدار اردلانی‌ها را نیاورده و بعدها به دشت‌های اطراف اورامان رفتند و در آنجا ماندگار شدند.

* واژه اردلان به چه معنی و از كجا آمده است؟

عده‌ای بر این باورند كه واژه‌ی اردلان از كلمه‌ی آسیابان یعنی آردَل گرفته شده و چون بابا اردلان احتمالاً خود آسیابان بوده است به نام اردلان مشهور شده است این روایت به همان دلیل كه توضیح دادم از اساس غلط است. عده‌ای می‌گویند آردِل به معنای فراش و مأمور فراخوان گناهكاران و سربازان است و بابا اردلان، در نزد یشموت پسر هلاكوخان مغول چنین جایگاهی داشته است. از این رو او را به نام بابا آردِل می‌خوانده‌اند و از آن پس خاندانش را با جمع این كلمه، آردِلان نامیده‌اند. این اعتقاد به چند دلیل مردود است. زیرا در هیج سند و مأخذی از جمله جهانگشای جوینی و تاریخ مغول دكتر عباس اقبال و تاریخ‌های مربوط به دوره‌ی مغول هیچ اشاره‌ای هرچند اندك و ناچیز، به این موضوع نشده است و حتی چنین سمتی با این عنوان وجود ندارد. از آنجا كه قباد، فرمانده و بزرگ طایفه‌ای چون اردلان بوده و بر منطقه‌ا‌ی بزرگ از پلنگان تا شهرزور فرمانروایی داشته، گمان نمی‌رود در سپاه یشموت مغول، چنان وظیفه‌ی ناچیزی را عهده‌دار بوده باشد. دلیل‌های دیگری نیز در رد این روایت وجود دارد. اول اینكه؛ آردِل به روایت فرهنگ معین، ریشه‌‌ای روسی دارد كه در آن زمان در ایران و كردستان كاربرد نداشته است و دوم اینكه كلمه‌ی روسی را با الف و نون فارسی جمع نمی‌بندند. سوم در صورت جمع بستن، می‌بایست به شیوه‌ی دستور زبان كردی جمع بسته می‌شد. چهارم، آردِل با كسر دِ تلفظ می‌شود كه در صورت جمع با الف و نون می‌باید به آردِلان یا اردِلان بدل شود در حالی كه اِعراب اردَلان با آن تفاوت زیادی دارد.

دهخدا در لغت‌نامه می‌نویسد كه «اردلان» واژه‌ای مركب از «ارد» و «ارت» (اوستایی، سانسكریت، پهلوی) به معنی پاكی، درستی، راستی، پارسایی و مجازاً مقدس و نیز نام ایزدی در آیین ایرانیان باستان؛ و «لان» مزید مؤخر است.

«گ.ب.آكوپ» یا «هاكوپیان» در كتاب كردان گوران «اردلان» را تركیبی از واژه‌ی ارد و آلان می‌داند. «ارد» به معنای سرزمین و «آلان» را همان «آران» می‌داند. آلان‌ها تیره‌هایی آریایی بودند كه از راه قفقاز (كاسپیانا) به سرزمینی كه بعدها آران و آریانا و ایران نامیده شد، سرازیر شدند. او پس از شرح برخی نكات زبان‌شناسی درباره‌ی تلفظ حرف «ر» و «ل» نتیجه می‌گیرد كه «آلان» یك اسم مكان است و واژه ی اردلان، از تركیب این دو واژه‌ی ارد و آلان؛ به معنای سرزمین ایران است.

شیرین اردلان، برای واژه‌ی اردلان دو فرضیه دارد و می‌گوید: از نظر لغت شناسی نام اردلان را باید در زبان «گورانی» و یا در میراث «الانی» جستجو كرد. [اول] به واقع در زبان گورانی، اردلان یا هَردلان [هه‌رده‌لان] یعنی مكان كوهستان (اردلان مركب از ارد [هَه‌رد] به معنای كوهستان و و پسوند لان به معنی مكان ). [دوم] اردلان از دو واژه‌ی ارد و آلان تشكیل شده كه به معنای آلان كبیر و یادآور میراث آلان‌ها در كردستان شرقی است.

آقای یدالله روشن اردلان، در مؤخره‌ی ترجمه‌ی كتاب زبده‌ی تاریخ كرد و كردستان تحقیق و تفسیر بسیار جامعی و كاملی در‌باره‌ی واژه‌ی اردلان ارائه می‌دهد و ضمن تفسیر دقیق همه‌ی نظرها، نظریه‌ی خویش را ارائه  می‌دهد و می‌گوید:

واژه‌ی «اردلان» تركیبی از از دو واژه ی «ارد» و «لان» است. «ارد» به معنای سرزمین مقدس و «لان» در زبان كردی پسوند محافظت و نگاهبانی است و تركیب این دو جز باهم معنای نگاهبان سرزمین مقدس را می‌رسانند

* اردلانی‌ها چرا از دیاربكر به منطقه‌ی كردستان آمدند؟

- منطقه‌ی بسیار وسیعی از ماورالنهر خراسان تا غرب تركیه در زیر سم اسبان تركان سلجوقی بود. هر جا كه می‌رفتند به راحتی در دسترس بودند از بیم شبیخون در هیچ جای نزدیكی كه سلجوقیان نفوذ داشتند امكان امن و آرامش نبود. ناچار به كوه‌های اورامان كه مكانی دورتر و امن و نفوذ ناپذیر به شمار می‌آمد، پناهنده شدند تا از گزند تعقیب كنندگان در امان باشند. این تنها دلیلی است كه می‌توان برای آن قایل شد. ما می‌دانیم سقوط یك دولت و سلسله به این آسانی‌ها نبوده است كه فقط حكومت مورد نظر از قدرت ساقط شود و دولت بعدی كار خود را شروع كند. بلكه جانشنیان در نهایت خشونت، به حذف كامل منسوبان دولت پیشین اقدام می‌كردند تا هیچ مدعی و منتقمی بر جا نماند. با عزم راسخ تمامی وابستگان دولت ساقط شده قلع و قمع می‌شدند. از این دست وقایع در تاریخ فراوان دیده‌ایم. افغان‌های غلجایی كه آمدند شاه سلطان حسین و همه‌ی شاهزادگان صفوی را در اصفهان از دم تیغ گذراندند. شاه‌طهماسب فرزند شاه‌سلطان حسین مخفیانه گریخت و توانست جان به در برد. وقتی نادرشاه كشته شد، همه‌ی افراد ذكور خانواده‌اش را كشتند. یا وقتی زندیه منقرض شد دقیقا همین معامله را حكومت قاجار با آنها انجام داد. به هر حال بیم جان، دلیل محكمی بر كوچ آنان از دیاربكر به منطقه اورامانات بوده است. آنها در منطقه‌ی پالنگان بتدریج حكومت‌شان را توسعه دادند.

* اردلان‌ها به دلایلی در مناطق دیاربكر مجبور به مهاجرت به كردستان ایران شدند. هنگام مهاجرت آنان به كردستان ایران همزمان حكومت‌ها و عمارت‌های دیگری در آن منطقه وجود داشته‌اند. چرا اردلان‌ها نتوانستند در آن منطقه حكومت خود را ایجاد كنند؟

- امارت و حكومت خودشان كه توسط تركان سلجوقی نابود شده بود. از لحاظ فیزیكی امكان حضور و ادامه‌ی حیات در آنجا نداشتند این امكان در اورامان برایشان فراهم شد. حتی امیر نشین‌های مجاور هم در آن منطقه دچار سرنوشت اردلان‌ها شدند.

* اما با این وجود آنها كماكمان به حضور خود در آن منطقه ادامه دادند. مثلا در منطقه‌ی باشماق امارت و حكومت مشهور به حسن كیف باقی ماند و اردلان‌ها فقط مهاجرت كردند. من می‌خواهم بدانم آیا این مهاجرت از لحاظ تاریخی واقعا اتفاق افتاد؟

- بله اتفاق افتاده است، چرا كه روایت‌های مستندی همچون امیر شرف خان بدلیسی وجود دارد. وقتی حكومتی نابود می‌شود، حكومت‌های دیگر آنان را به راحتی نمی‌پذیرند. اردلان‌ها نمی‌خواستند به عنوان شهروندانی عادی در آن منطقه به حیات خود ادامه دهند. اردلان‌ها می‌خواستند كه استقلال جدید و حكومت جدیدی را پایه‌گذاری كنند و با آمدن به كردستان ایران یك حكومت تقریبا مستقل برای خود ایجاد كردند. البته انجام این كار به راحتی فراهم نیامد بلكه با زحمت فراوان و بتدریج در طول 60 یا 70 سال به حكومت شاره‌زوور دست پیدا كردند و با بهره جستن از شرایط تاریخی پیش آمده این امكان را برای خود ایجاد كردند. وقتی مغول‌ها در دوره‌ی هلاكوخان می‌خواستند بغداد را تسخیر كنند. كردهای اردلانی به مغول‌های كمك شایانی كردند. نه تنها اردلانی‌ها بلكه همه‌ی كردها چون دل خوشی از اعراب و به خصوص حكومت عباسی‌ها نداشتند. تصمیم به همكاری با مغول‌ها گرفتند. اردلان‌ها در پاداش این عمل، توانستند حكومت شاره زوور را با تأیید هلاگو و پسرانش یشموت و آباآقاخان برای خود تثبیت كنند.

* آیا هیچ ممنوعیتی برای ورود اردلانها به منطقه اورامانات و كردستان وجود نداشته كه اردلان‌ها به سادگی به این منطقه می‌آیند و برای خودشان حكومت تشكیل می‌دهند؟

- ببینید قطعاً به این راحتی نبوده است. می‌بینیم ایل كلهر كه در آن زمان در پلنگان سكونت داشتند امروزه در جایی غیر از پلنگان سكونت دارند. دلیل كوچ آنها از پلنگان چیست؟ غیر از این است كه شاید تاب مقاومت در برابر این قوم مهاجر را نداشته‌اند. در ضمن همین امر نشان می‌دهد كه بر خلاف برخی روایت‌ها بابا اردلان، یا همان قباد اردلان تنها نبوده است بلكه افراد فراوانی با او همراه بوده‌اند كه توانسته‌اند به راحتی بر ساكنان بومی آنجا غالب آیند.

* سرآغاز اقتدار واقعی آنها را باید از چه زمانی به شمار آورد؟

تثبیت حكومت آنها به سال 1169 میلادی برمی‌گردد كه بر نواحی شاره زوور دست پیدا كردند. اردلانی‌ها به تدریج چهار قلعه‌ی حكومتی را در امتداد قلمرو خود ایجاد كردند كه در آن ییلاق و قشلاق می‌كردند و هر فصلی را در یكی از این قلعه‌ها به سر می‌بردند. قلعه‌های زلم، مریوان، پالنگان و حسن آباد، چهار قلعه‌ی حكومتی اردلانی‌ها بود. دوران و حكومت اردلانی‌ها مصادف بود با پرآشوب‌ترین دوران‌های تاریخی، در ایام حكومت ایلخانان مغول،  ثبات و سیستم حكومتی منسجمی وجود نداشت و حكومت‌های محلی در اداره‌ی خود با اظهار انقیاد مختصر، راحت‌تر بودند. بعد از صفویه كه یك حكومت متمركز در ایران ایجاد شد و حكومت عثمانی در جنگ‌ها متوجه‌ی مرزهای شرقی شد آن زمان بود كه حكومت و حضور اردلان‌ها به چشم آمد. تا این دوران اردلان‌ها تقریبا هیچ مشكل خاصی نداشتند.از دوران صفویه به بعد فصل جدیدی در حكومت آنها ایجاد شد. اردلان‌ها كه به اعتبار شواهد تاریخی 698 سال حكومت كرده‌اند؛ سه دوره‌ی تاریخی داشته‌اند از ابتدا تا زمان هه‌لوخان؛ از هه‌لوخان تا زمان امان‌الله‌خان و از امان‌الله‌خان تا هنگام سقوط. اردلان‌ها از ابتدا تا دوره‌ی هه‌لوخان مشكل خاصی نداشتند و استقلال كامل داشتند و انقیاد خاصی نه به مغول‌ها داشتند و نیز رابطه‌ای با صفویه و عثمانی‌ها نداشتند. در دوران شاه عباس صفوی كه صفویه بر مشكلات درونی بعد از شكست چالدران و مرگ شاه اسماعیل فایق آمد و اندكی انسجام درونی پیدا كرد و اقتداری در خور یافت، اصفهان پایتخت صفویه شد. شاه عباس برای جبران شكست چالدران تصمیم گرفت اقداماتی انجام دهد. صفویان در جنگ چالدران به دلایل‌ متعدد از جمله عدم حمایت كردها از آنها، دچار مشكلات شدیدی شدند و شكست فاحشی خوردند. این زمان بود كه شاه‌عباس تصمیم به تعامل با اردلان‌ها گرفت. اردلان‌هایی كه در این زمان بر بخش بزرگی از نواحی غربی ایران تسلط كامل داشتند. از زمان خان‌احمدخان فرزند هلوخان، اردلان‌ها تا پایان حكومت خود در سال 1284 قمری، كاملاً به دولت ایران متمایل شده و تا آخر به ایران و كیان مرزهای ایرانی وفادار باقی ماندند. به طور قاطع می‌توان گفت كه اگر اردلان‌ها نبودند و از مرزهای غربی ایران پاسداری نمی‌كردند محدوده‌ی ایران امروزه بسیار كوچكتر از وضع امروزی می‌بود. 

* كهن‌ترین اثر در مورد پیشینه‌ی اردلان هر متعلق به شرف خان بدلیسی است و بعدها افراد دیگری در این خصوص اظهار نظر می‌كنند. استنادات تاریخی در این باره نیز خیلی كم است. می‌خواهم بپرسم آیا حضور تاریخی اردلان‌ها و اصل نسب اردلان‌ها در هاله‌ای از ابهام قرارندارد؟


می‌شود گفت كه در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اما این ابهام آنقدر هم نیست كه هر چیزی را به راحتی بپذیریم. امیر شرف خان بدلیسی شخصی مستقل بوده كه نسبتی با اردلان‌ها نداشته است. شاید در ایامی كه در اصفهان به رسم گروگان زندگی می‌كرد با هلوخان اردلان كه او نیز در اصفهان تحت نظر بود معاشرت داشته است. و بعید نیست منبع برخی از روایت‌های او از اینجا نشأت گرفته باشد. از سوی دیگر، منطقه‌ی بدلیس از نظر جغرافیایی بسیار به دیاربكر یعنی مسقط الرأس اردلانی‌ها نزدیك است. امیرشرف‌خان كه خود از امیران بدلیس بوده است آگاهی كاملی از تاریخ امیرنشین‌های پیرامون خود داشته است كه توانسته كتاب تاریخی خود را با دقت كامل در این باره بنویسد از این لحاظ روایت او اعتبار ویژه‌ای دارد. از نظر دور نداریم كه امیر شرف‌خان روزگاری به عنوان گروگان در اصفهان زندگی می‌كرد و به كتابخانه‌های دوران صفویه دسترسی داشته است و شاید بعضی از منابعش را از آنجا گرفته باشد. خانم شیرین اردلان معتقد است امرای بدلیس و امرای اردلان منشأشان به مروانی‌ها برمی‌گردد. این اشتراك نسبی اگر درست باشد به روایت‌های امیرشرف‌خان اعتبار دیگری می‌بخشد.  البته كسانی كه در ایام حكومت اردلان‌ به تاریخ‌نویسی همت گماشتند و آثاری در این باره پدید آوردند، صرفنظر از دو نقص عمده یعنی روایت‌های مجعول درباره‌ی منشأ اردلانی‌ها و اعمال برخی نظرات شخصی جانبدارانه؛ كارشان از حیث وقایع نگاری بسیار عالی و قابل توجه است كه روای مشاهدات خویش از وقایع دوران خود هستند. ما با وجود این روایت‌های دست اول، منابع بسیار خوب و معتبری داریم. فقط اندكی همت می‌خواهد كه آنها را بر اساس متدهای علمی تاریخ نویسی، ساماندهی، تطبیق، تحلیل و بازنویسی كنیم.  

* حضور اردلان‌ها در سنندج به چه زمانی برمی‌گردد؟

- در زمانی كه شاه عباس صفوی خواست مقدمات حمله‌ی جدیدی را به عثمانی‌ها تدارك ببیند، ناچار بود كه قبل از آن قضیه‌ی كردهای اردلانی را حل كند. شاه عباس چند بار سعی كرد با فرستادن سفیران ویژه كردها را با خود همراه كند، كه موفق نشد. لذا چندین جنگ بین دو طرف درگرفت كه منجر به شكست صفویان شد. تا اینكه شاه عباس شخصاَ وارد قضیه شد. آمدن شاه عباس منجر به آشتی میان وی و هه‌لوخان اردلان شد. بعد از این صلح این بود كه خان‌احمد خان اردلان به عنوان سفیر یا گروگان به اصفهان رفت. او در این سفر تحت تاثیر شاه عباس قرار گرفت و زرین‌كلاه خانم خواهر شاه عباس را به زنی گرفت. وی تحت تاثیر دستگاه صفوی قرار گرفت و به تحریك شاه عباس به كردستان برگشت و پدرش را از حكومت ساقط كرد و خود صاحب حكومت اردلان شد.  او پیش قراول سپاه ایران شد و به راحتی توانست بغداد را فتح كند. چندان نگذشت كه شاه عباس فوت كرد و جانشین وی شاه صفی به حكومت رسید. شاه صفی، بسیار قسی‌القلب و خشن بود. او تمامی قراردادها را زیر پا گذاشت و دستورات تازه‌ای را اعلام كرد كه خان احمدخان آن را نپذیرفت و این امر منجر به تیرگی روابط و كور شدن یا قتل سرخاب‌بیگ پسر خان‌احمد خان اردلان در اصفهان شد. این قضیه سر آغاز طغیان خان‌احمد خان بر علیه صفویه شد. خان‌احمد خان نیمه غربی ایران را تصرف كرده و اعلام سلطنت كرد. صفویان ناچار به جنگ سنگین و پرهزینه با او شدند كه بنا به دلایلی منجر به شكست خان‌احمد خان شد او به سرزمین عثمانی رفت. شاه‌صفی؛ سلیمان خان اردلان، عموزاده‌ی خان‌احمد خان را كه در اصفهان و دربار صفوی بود مأمور كرد كه به كردستان رفته و حكومت اردلان را اداره كند اما به شرطی كه چهار قلعه‌ی اردلان را ویران كند و به جای آن قلعه‌ای كوچك در جایی كه مرتفع نباشد ایجاد كند. سلیمان خان، قلعه‌های حسن‌آباد، پلنگان، مریوان و زلم را كاملاً ویران كرد و قلعه‌ی سنه را در جایی كه امروز به نام سنندج می‌شناسیم مجدداً احیا كرد. در اطراف آن  بازار و حمام و محله‌های جدید ایجاد كرد و شهر را توسعه داد. حضور اردلان‌ها در سنه به 1046 قمری مصادق با 1015 شمسی برمی‌گردد.

* دلیل انقراض و فروپاشی حكومت اردلان‌ها چه بود؟

در این باره نیز نظر فراوان است. به اختصار می‌توان به مجموعه عوامل داخلی و خارجی اشاره كرد. عوامل داخلی مانند اختلاف شدید حسنی‌جهان خانم (والیه‌خانم) و فرزندانش رضاقلی‌خان و غلام‌شاه‌خان اردلان با هم دیگر كه دربار قاجار را به ستوه آورد و عوامل خارجی از جمله پیمان ارزنه الروم میان ایران و عثمانی كه دغدغه‌های مرزی میان دو كشور در آن حل و فصل شد و به صورت غیر مستقیم سقوط دو امیرنشین اردلان و بابان در آن لحاظ شد. تعهدات دو كشور مبنی بر عدم دخالت در امور مرزنشینان خیال دو كشور را از هر حیث آسوده كرد. 

* حدود جغرافیایی حكومت اردلان‌ها محدود به چه مناطقی بوده است؟


- حدود جغرافیایی حكومت اردلان‌ها به طور ثابت از بانه تا جوانرود و روانسر بوده است. و در شرق نیز از همه‌كسی قروه تا ابتدای شاره زور بوده است. این میزان هرگز كم نشده اما به طور غیر ثابت گاهی بر نواحی گسترده‌تری به طور محدود تسلط داشته‌اند.

* پس اردلان صاحب دیوان سالاری و نظام اداری بوده‌اند؟

- بله، كاملاَ تشكیلات اداری و دستگاه دیوان سالاری مفصل داشته‌اند. در معیار آن زمان بسیار منظم و دقیق بوده است. پست‌ها و منصب‌ها بر اساس معیارهای خانوادگی و طبقاتی به اشخاص داده می‌شد. نظام موروثی در ارتقا و تثبیت پست‌ها كاملاً رعایت می‌شد. همه نوع منصب تشكیلاتی قاضی القضات، وكیل، مستوفی و حاكمان محلی و غیره برای اداره‌ی جامعه را داشته‌اند. همواره در همه‌ی دوران‌ها‌ی حكومتی در درون خود یك سیستم منسجم و قانون‌مند داشته‌اند.

* مستوره‌ی اردلان هم در تاریخ اردلان می‌گوید كه سنندج قبل از حضور اردلان‌ها به صورت قصبه‌ای بوده است. قصبه‌ای كه عده‌ای مردم فقیر در آن می‌زیسته‌اند. اما شواهد باستان شناسی و آثار به دست آمده از دوران‌های دور تاریخی مثلا گورستان تاریخی زاگرس، تپه‌ی توش‌نوذر، قلعه‌ی تاریخی حسن آباد این امر را نفی می‌كند نظر شما در این باره چیست؟

- حرف شما به نوعی درست است. طایفه‌ی قادری‌ها كه مستوره خانم از آن طایفه به شمار می‌رود اصالتاً سنندجی نیستند. بلكه طایفه‌ی آنها در سال 1120قمری، یعنی 80 سال بعد از تأسیس سنندج  از درگزین همدان به سنندج آمدند و ماندگار شدند. زمانی كه سنندج ایجاد شد اینجا قصبه‌ای بیش نبود و تنها یك طایفه به نام زرینه كفش سكونت داشتند. از این لحاظ حرف مستوره خانم درست است. اما بحث فراتر از این موضوع است. سنه در درازنای تاریخ، دوران پر نشیب و فرازی را پشت سر گذاشته است. در دورانی بسیار پر رونق و آبادان بوده است. بعدها به دلایلی از جمله جنگ‌ قدرت و زلزله رو به ویرانی نهاده تا در زمان سلیمان‌خان به قصبه‌ی كوچك بدل گشت. اما این همه‌‌ی ماجرا نیست. من اخیرا از میراث فرهنگی درخواست كردم شواهد تازه‌ی به دست آمده را معرفی كند. یعنی شواهدی كه در مورد قدمت شهر سنندج وجود دارد. آنها ده نقطه را در سنندج به من اعلام كردند كه طی دوره‌های مختلف در آنها حفاری صورت گرفته است و آثار سنه‌ی كهن در آن پیدا شده است. این حفاری‌ها نشان می‌دهد كه سابقه‌ی سكونت شش هزار ساله در سنندج وجود دارد.

علاوه بر این ده مورد قراین دیگری نیز وجود دارد كه قدمت و پیشینه تاریخی سنه را تایید می‌كند مثلا كلمه‌ی آبیدر به نام آوشنی‌در در اوستا آمده است و دكتر حشمت الله دولتشاهی، در كتاب كوه‌های ناشناخته‌ی غرب ایران در اوستا به این كوه اشاره می‌كند. او می‌گوید كوه آوشنی‌در كوهی است كه زرتشت بر آن به الهام قلبی خود نائل آمده است. دلیل دیگر وجود زیارت‌گاه‌هایی است كه تاریخ مشخصی ندارند مثل چهل مرده‌ی شیخان، پیرحبیب الله، پیرعزیزالله، پیرغریب، هاجره‌خاتون و... و سنگ قبرهایی كه مربوط به دوره‌ی اولیه‌ی بعد از اسلام است.

* پس شما هم به نوعی معتقدید كه اردلان‌ها بنیان‌گذار سنه نبوده‌اند؟


- من معتقدم اردلان‌ها از لحاظ شهری بنیان‌گذار سنه‌ی امروزی بوده‌اند. اما به عنوان یك شهر كهن كه واقعیت تاریخی داشته است؛ سنه شش هزار سال قدمت دارد كه دوران‌های مختلف تاریخی را طی كرده است. روایتی وجود دارد كه شاهزاده‌های سلجوقی كه یكی از آنها اسمش مهلهل بوده است بر سر قدرت با هم به جنگ پرداخته‌اند دامنه‌ی این جنگ‌ها به سنندج هم كشیده می‌شود. آنها در این شهر با هم به جنگ می‌پردازند و می‌گویند كه مهلهل شهر سنندج را آتش زده است. یا مینورسكی  اشاره می‌كند كه در دوران اولیه‌ی اسلامی دو نفر از خوارج به نام‌های مورا الردینی و عثمان العودی در سنندج با هم جنگ كرده‌اند. او می گوید كه سنندج احتمالا در این جنگ ویران شده باشد. به هر حال شهرهای زیادی بوده‌اند كه در جنگ از صحنه‌ی روزگار محو شده‌اند و ممكن است سنندج هم جزو آن شهرها بوده باشد.

* اردلان‌ها همواره با بابان‌ها روابط پرفراز و نشیبی داشته‌اند. اگر ممكن است مختصری از روابط اردلان‌ها و بابان‌ها را بیان كنید؟


- روابط اردلان‌ها و بابان‌ها به روابط صفوی‌ها و عثمانی‌ها بر می‌گردد. بابان‌ها به نسبت اردلان‌ها جدیدتر و دارای پیشینه‌ی تاریخی كمتری بوده‌اند. بابان‌ها در اواخر دوره‌ی صفویه به تدریج اعلام حضور كرده‌اند. روابط‌شان همیشه تحت تاثیر روابط حكومت‌های ایرانی و عثمانی بوده است. حكومت‌های ایرانی مرتب در حال عوض شدن بودند اما حكومت عثمانی‌ها تا جنگ جهانی اول ثابت ماند. ایرانی‌ها اردلان‌ها را به عنوان حافظ مرزهای غربی خود می‌شناختند و بابان‌ها پاسدار و حافظ مرزهای شرقی عثمانی‌ها بوده‌اند. این دو با همدیگر تعامل سیاسی خاصی نداشته و بیشتر در مقابل یكدیگر بوده‌اند. دوام و حضور اردلان و بابان‌ها همواره به خاطر حضور هر دو آنها در دو سوی مرزها بوده است. در دوره‌ای كه حكومت بابان‌ها از میان رفت. حكومت اردلان‌ها كمتر از بیست سال چندان نپایید و به سرعت دچار فروپاشی و سقوط شد.

* كیان و سرزمین تحت سلطه بابان‌ها از بعد فرهنگی و ادبی پویاتر از سرزمین تحت حكومت اردلان‌ها بود و مثلا شاعر بزرگی چون نالی در میان بابان‌‌ها بوجود آمد، چرا این اتفاق در دوره اردلان نمی‌افتد؟

- اردلان‌ها نیز تأثیرات عمیق فرهنگی و ادبی خود را داشتند اما این تأثیر امروزه فراموش شده است. اردلانی‌ها همواره علما و عرفای دینی را كه تنها نمایندگان قشر فرهنگی جامعه بودند حمایت كرده‌اند. تعداد با سوادها و فارغ‌التحصیلان به دلیل فراوانی مدرسه‌هایی كه مخارج آنها توسط اردلان‌ها تأمین می‌شد بسیار بالا بوده‌ است. از همه جای كردستان برای تحصیل به سنندج می‌آمدند. همین روند در اندك زمانی سنندج را به دارالعلم بلاد اسلامی بدل ساخت. از آنجا كه تولید علمی این دسته، منحصر به كتب شرعی و رساله‌های دینی بوده است و سال‌هاست كه این محصولات فرهنگی خواهان خود را از دست داده امروزه این تأثیرات فراموش شده‌اند و ما فكر می‌كنیم كه اردلان‌ها اصلاً تأثیری نداشته‌اند. در حالیكه با مراجعه به تذكره‌ها و تاریخ مشاهیر كرد و بررسی تیتروار آثار دانشمندان منطقه‌ی اردلان در می‌یابیم كه اردلان‌ها در این زمینه تأثیر مثبت خود را داشته‌اند. از 180 سال پیش یعنی از زمانی كه نالی نوشتن به زبان كردی را در منطقه‌ی بابان‌ها آغاز كرد موج كردی نویسی در كردستان به راه افتاد كه بیشتر از آنكه مرهون بابان‌ها باشد به جد منت دار زحمات نالی و همفكران و پیروان او است. ناگفته نماند كه از 180 سال اخیر، بابان‌ها 166 سال است كه نمانده‌اند پس نمی‌توان تولیدات فرهنگی كردی را به تمامی بابان‌ها نسبت داد زیرا عمده‌ی تولیدات فرهنگی كردهای آن دیار بعد از سقوط بابان‌ها اتفاق افتاده است. اگر زیر ساخت‌های فرهنگی ایجاد شده در دوران اقتدار بابان‌ها، عامل توسعه‌ی فرهنگ و زبان كردی دانسته شود باید گفت كه اردلان‌ها با توجه به موارد ذكر شده به مراتب سهم بسیار بیشتری در ایجاد و توسعه‌ی این زیر ساخت‌ها را دارند. چرا كه غالب و اكثر همین بزرگان علم و ادب كرد زبان كه جزو مفاخر ادبی كردستان به شمار می‌آیند هر یك در حمایت اردلان‌ها و در سنه درس خوانده‌اند مانند نالی، مولوی كرد، مولانا خالد و غیره .... البته به نوعی می‌پذیرم كه كردی نویسی در كردستان ایران رواج چندانی نیافت. بررسی علت این امر در این مختصر نمی‌گنجد اما اگر این امر را ناشی از وابستگی اردلان‌ها به حكومت مركزی ایران و مكاتبات نظام دیوانی و اداری اردلان به زبان فارسی می‌دانند. باید به این نكته نیز توجه كرد كه مكاتبات بابان‌ها نیز به دلیل وابستگی‌شان به باب‌عالی عثمانی و پاشایان بغداد كه منصوبان عثمانی بودند به تركی و عربی بوده است. به همین دلیل تأثیرات حكومتی و دیوانی را در امر كمتر از آنچه كه عنوان كردید دخیل می‌دانم. اما باتوجه به تمامی این موارد نمی‌توان نقش اردلان‌ها را در پیشبرد و اعتلای فرهنگ و ادبیات كردی به تمامی نادیده گرفت و برای آن حقی قایل نشد. اردلانی‌ها به علما و شاعرانی كه در كردستان بودند سالیانه مواجب و مقرری پرداخت می‌كرده‌اند. مثلا امان‌الله ‌خان بزرگ اردلان سالی 40 هزار تومان مقرری به علما می‌داده است. این رقم بسیار بالاست برای درك ارزش واقعی آن، باید گفت كه قولنامه‌ای مربوط به زمان امان‌الله‌ خان در میراث فرهنگی وجود دارد كه خود آن را دیده‌ام و در آن روستای دگایران كه به دلیل حاصلخیزی و بهرمندی از رودخانه و نزدیكی به شهر از مرغوب‌ترین روستاهای كردستان به شمار می‌آمده‌ است به نود تومان معامله شده است.

* دستاورد اردلان‌ها در تاریخ شهر سنندج به خصوص در حوزه فرهنگ را در چه می‌دانید؟


- اولین تاثیر اردلان‌ها مدنیتی بود كه به وجود آوردند. حتی به جرأت می‌توان گفت ایجاد سلیمانیه در تقابل با سنه تحت تاثیر مدنیتی كه در آن وجود داشت به وجود آمد. اردلانی‌ها در حوزه‌ی زبان نیز تاثیرگذار بودند لهجه‌ای را كه با خودشان از كرمانج شمال آوردند و با كلمات و لهجه‌ی اورامی قاطی آمیختند منجر به ایجاد لهجه‌ی كردی اردلانی شد. اردلانی‌ها در حوزه‌ی معماری و شهرسازی نیز بسیار تاثیرگذار بودند. در شهرهای غرب ایران ما هیچ شهری را به اندازه سنندج نمی‌بینیم كه از حیث معماری شاخص و دارای این همه آثار باشد. عمارت‌های فراوان با ویژگی‌های ممتاز از لحاظ گچ‌بری، آجرتراشی، مرمرهای به كار رفته در آنها و اروسی‌های فراوان و عمارت‌های شاخصی همچون بازار، مسجد جامع، حمام‌ها و .. كه همه را مدیون حمایت‌ها و اقدامات اردلان‌ها بوده است.

* اخیرا مركز كردستان شناسی دانشگاه كردستان مقدمات كنگره اردلان‌شناسی را فراهم كرده است كه در آذرماه سال جاری برگزار می‌شود، در مورد برگزاری این كنگره و ضرورت برگزاری چنین كنگره‌هایی برای مخاطبان هفته نامه سیروان توضیح دهید؟

- در طول سالیان درازی كه من درگیر مسایل مربوط به تاریخ اردلان، نوع حكومتداری و خاستگاه تاریخی.. آنان بوده‌ام همواره با نظرات متفاوت و گوناگونی روبرو بوده‌ام. به دلیل عدم دسترسی به نظرات اندیشمندان و صاحب نظران، رسیدن به نتیجه‌ی روشن و قطعی در مورد اردلان‌ها بسیار دشوار بود. به این فكر افتادم كه با بهره گیری از حمایت دوستان اندیشمند و دلسوز از جمله دكتر نجم‌الدین جباری مدیر كردستان‌شناسی دانشگاه كردستان هستند و در این راستا متحمل زحمات فراوانی شده‌اند امكانی برای تمركز مجموعه نظرات ایجاد كنیم. به همین دلیل با یاری همین مركز درصدد برگزاری كنگره‌ای بین‌المللی به نام كنگره اردلان شناسی در دوم و سوم آذرماه افتادیم. شنیده بودیم كه یك نفر در ژاپن كه تحصیلكرده و دارای مدرك دكتری تاریخ است پایان نامه‌اش را به اردلان‌ها اختصاص داده و در این مورد به صورت تخصصی كار می‌كند. یا در دانشگاه‌های اروپایی نیز كسانی از دانشگاه‌های سوربن و .. در این زمینه فعالیت می‌كنند و دانشگاه‌های داخل كشور كه رشته‌ی تاریخ دارند مثل دانشگاه لرستان، اصفهان، همدان كه نظرات بسیار قابل توجهی در زمینه‌ی تاریخ اردلان‌ دارند و همین امر ما را بر آن داشت تا این كنگره‌ی اردلان شناسی را در دانشگاه كردستان برگزار كنیم. كه خوشبختانه با مساعدت مسئولین ذیربط مجوز برگزاری این كنگره كسب شد و در حال حاضر از سوی جامعه‌ی علمی استقبال بسیار خوبی از آن شده است كه امیدواریم به روشن شدن زوایای تاریك تاریخ اردلان‌ها و بررسی تأثیرات آنها بیانجامد.





نوع مطلب : نویسنده گان ، پژوهشگران ، 
برچسب ها : جمال احمدی آیین پژوهشگر در زمینه‌ی تاریخ كرد، شاعر و نویسنده، جمال احمدی آیین،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 تیر 1396 07:09 ب.ظ
Outstanding story there. What occurred after? Take care!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:14 ب.ظ
Its not my first time to pay a visit this web site, i am visiting
this website dailly and get nice data from here
all the time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
Online User
 
   

پشتیبانی