تبلیغات
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد - رفیق صابر شاعر بلندآوازه‌ی كُرد و صاحب منظومه ی مشهور " حلبچه " Rafiq sabir
 
درباره وبلاگ


سلام دوستان گرامی
به کرد وب خوش آمدید.

وبلاگ کُرد وب نهایت سعی خود را دارد تا شما دوستان را ، با بیوگرافی مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران نامی کُرد آشنا سازد.

امیدوارم که مطالب وبلاگ بتواند شما دوستان گرامی را با فرهنگ و هنر غنی کردستان آشنا کند .

در ضمن باید یادآور شد که عکسهای این مجموعه با همکاری عکاسان به نام سنندج ، آقایان اسدالله صیدی ( 09183711407 ) و آقای افشین فتاحی در دسترس و جهت استفاده علاقمندان به هنر ، قرار داده شده است.

در اینجا برخود لازم میدانم این نکته را خاطر نشان کنم که جهت حفظ مالکیت اثر برای هنرمند گرامی ، لگوی نام هنرمند بر روی عکسها جهت استفاده عموم ، درج گردیده است .

" با تشکر رشیدی مدیریت kordveb "


مدیر وبلاگ : سید مهدی رشیدی
نظرسنجی
این وبلاگ تا چه حد توانسته اطلاعات شما را در مورد بیوگرافی مشاهیر و هنرمندان نامی کرد افزایش دهد ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد
ملتی که بزرگان خود را نشناسد زیان می کند
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM





رفیق صابر شاعر بلندآوازه‌ی كُرد به سال 1950  میلادی، در شهر قلعه دیزه ی كردستان عراق چشم به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان رساند. و جهت ادامه ی تحصیل وارد دانشگاه بغداد گردید. سال 1974 میلادی تحصیلات خود را در رشته ی « زبان و ادیبات كردی » به پایان رساند. در سال 1978 به صفوف مبارزین کرد علیه رژیم مستبد عراق می‌شتابد ......

 او نیز چون عبدالله په شیو پس از یک دوره مبارزه مسلحانه در سایه یکی از احزاب کُرد، از زندگی سیاسی روی می‌گرداند و تفکر مستقلی را در زندگی برای خود پی‌ریزی می‌کند. پس از چند سال مبارزه، ناچار به ترك وطن گردید و در كشور بلغارستان به عنوان پناهنده مشغول تحصیل در رشته ی « فلسفه » گردید و توانست در دانشكده‌ی علوم انسانی « سوفیا » با مدرك « دكترای فلسفه » فارغ التحصیل شود. پس از اتمام تحصیلات، راهی كشور سوئد شد و هم اكنون در دانشگاه های این كشور مشغول به تدریس میباشد.

رفیق صابر از بیست سالگی به طور جدی شعر می سرود و از همان آغاز كار، خود را به عنوان شاعری " نو گرا "و " سنت شكن "، به جامعه ی ادبی كرد معرفی كرد. وی علاوه بر چندین دیوان شعر، كتاب " فرهنگ و ناسیونالیسم " را نیز چاپ و منتشر نموده است.

اشعار صابر را می توان از زیباترین و جدی ترین اشعار كردی به شمار آورد. وی یكی از بنیانگذاران روانگه « دیدگاه » بود كه نیاز متحول ساختن شعر كردی را به روشنی در یافته بود و با شاعرانی چون لطیف هلمت، شیركو بی كس و... گام در احیای شعر كردی نهادند.

تفكر عمیق فلسفی، دیدگاههای نوگرایانه، تصاویر بدیع و معانی زیبا، شعر صابر را به شعری " جهانی " مبدل ساخته است. شعر صابر سرشار از تصاویر سوررئالیستی و مفاهیم فلسفی است. اشیاء و عناصر شعر وی، در جای مناسبی از فرم ذهنی او قرار گرفته اند كه با مهارت، شخصیتی تازه به آنها داده است. شعر صابر، از جدی ترین و زیباترین اشعار امروز شعر كردی است.

شعر او پاسخی است به پرسشهای بنیادین انسان درباره‌ی فلسفه‌ی آفرینش و مسائل هستی‌شناسی، گم‌گشته‌گی‌ها و سرگشته‌گی‌های انسان. زبان شعرهای رفیق صابر ریشه در سورئالیسم دارد.

از رفیق صابر آثار متعددی از جمله:( رگبار، سوختن زیر باران، فصل یخبندان، كاروانسرا، فصل سنگی، آینه و عابد، میعاد در نور، روشن شدن و... ) به چاپ رسیده و منتشر گردیده است.همچنین منظومه ی بلند " مرثیه ی حلبچه " را پس از تراژدی حلبچه سرود. این نخستین شعری بود كه پس از این واقعه سروده شد و مورد توجه همگان قرار گرفت و چند خواننده ی مشهور كرد نیز بخش هایی از آن را خوانده اند.این منظومه در سال 1989 میلادی در بیروت به چاپ رسید.

اشعار رفیق صابر به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، سوئدی، دانماركی، ایتالیایی،ایسلندی، نروژی، فنلاندی، عربی، تركی و فارسی ترجمه شده‌ و برنده‌ی جایزه‌ی klas de vylder در كشور سوئد و جایزه‌ی بنیاد ابراهیم‌احمد در كردستان شده‌ است.



قسمتی از قصیده بلند « فصل انجماد »


به سوی مرزها می‌روم

یک رشته خون

مثل ماری به دنبالم است

تکه‌ ابری

در پاهایم می‌پیچد

جسمم را بر درخت وَنی می‌کَنم

و روحم را بر تخته‌سنگی.

بار دیگر از کجا بیاغازیم؟

از چندین جنگل و قلّه و مرز دیگر بگذریم

تا این آسمان را از پوست‌مان بکَنیم؟

چند بار دیگر از مرگ بیدار شویم

تا نشان گم‌گشته‌گی

و ترس

و تبعید

جای شلّاق و زنجیر را از تن بزداییم؟

در بیابانی باریک و تنگ، سرابی به خودم می‌خواند

رودخانه‌ای از شنزار به اعماق قلبم فرو ریخت





تشنه‌گی فریبم داد

بگذار در پناه این بیغوله

پاره ابری را به سویی دیگر بغلتانم

شروعی برای زخم

و معنایی برای عدل بیابم

به آفتاب صبحگاهی تکیه دادیم

موجی از غبار می‌پوشاندمان

به دود تکیه دادیم

طوفان اشغالمان کرد

آیا مگر این زندگی تنها پایمال‌شدن ماست

مگر زندگی تنها و تنها خواب به زیر طناب دار است

و زمان انتظار رگبار گلوله و پوست‌کندن ماست؟

بگذار که این زندگی آب‌کشیده را در شبنم بکاریم

و روزهای خود را در گم‌شدگی و بی‌پناهی‌مان آتش بزنیم

...

از روی لاشه‌ام رد می‌شوم

سایه‌ام

راه بر من می‌بندد

یک رشته‌ خون

همانند ماری به دنبالم است

در کنار دامنه‌های پر آتش، بر تخته‌ سنگی تکیه می‌دهم

و افقی را می‌نگرم

که بوی تو می‌دهد

رعدی در آسمان منفا می‌گشاید

و تمامی افق را شکاف می‌دهد

چون کودکی ترسان سر به دامنت می‌گذارم

و رخسار پریده‌رنگم را

با زلف بارانی تو می‌پوشانم

چگونه ‌شد که چنین مرگی را پذیرا شدیم؟

و در پی خود نشانی بر کشت‌زار باران ننهادیم

«نشا»ی سرودی را نکاشتیم

کپری برای این سوختن سایه نکردیم

و حصاری را به همدمی این قبرستان نساختیم؟

چگونه شد که این چنین سوختنی پذیرا شدیم؟

در پی خود غرشی از گلومان، بر ستیغ کوهی نساختیم

ماه را گواه زمانه نگرفتیم؟

چگونه چنین مرگی را پذیرا شدیم؟

...






به چه تشبیه‌ات کنم؟

به چه تشبیه‌ات کنم؟

به افق باران

به درماندگی و

خواب و

تشنگی.

یا به یک جنگل؟

به چه شبیه‌ات کنم؟

به آفتاب‌ها؟

به سرزمینی در خون غلطیده؟

یا به ترانه

به نفس زدن،

بهمن و

سیلاب؟

تو چون بودنی ، ترا چه ننامم؟

تو چون نبودن، ترا چه نامم؟






EVA


آنگاه که آتش بودی

نه می‌سوزانیدم

نه گرمایم می‌بخشیدی

آنگاه که رودخانه بودی

نه در خود غرقم می‌کردی

نه حتی لحظه‌ای

درآغوش موجی تابم می‌دادی.

حالا دیگر

گردباد خاموشی

که روزی چندین و چند بار می‌غری

نه دمی درکنارم سکنی می‌گیری

نه یک بار، حتی یک بار

با خود می‌وزانی‌ام.



منبعی جهت دانلود اشعار رفیق صابر

http://www.dengekan.com/rafiqSabir.htm






نوع مطلب : شاعران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 01:01 ب.ظ
This post is truly a fastidious one it helps new web people, who are wishing in favor of blogging.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 04:15 ب.ظ
Very nice article, just what I wanted to find.
سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 12:44 ب.ظ
سلاو.هه ر بژی کوردو وکوردستان.
سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 02:42 ب.ظ
زور جوان بو بژی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
Online User
 
   

پشتیبانی