تبلیغات
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد - مجتبی میرزاده آهنگساز کلاسیک، سنتی و پاپ و نوازنده سازهای ویلون، کمانچه و سه تار
 
درباره وبلاگ


سلام دوستان گرامی
به کرد وب خوش آمدید.

وبلاگ کُرد وب نهایت سعی خود را دارد تا شما دوستان را ، با بیوگرافی مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران نامی کُرد آشنا سازد.

امیدوارم که مطالب وبلاگ بتواند شما دوستان گرامی را با فرهنگ و هنر غنی کردستان آشنا کند .

در ضمن باید یادآور شد که عکسهای این مجموعه با همکاری عکاسان به نام سنندج ، آقایان اسدالله صیدی ( 09183711407 ) و آقای افشین فتاحی در دسترس و جهت استفاده علاقمندان به هنر ، قرار داده شده است.

در اینجا برخود لازم میدانم این نکته را خاطر نشان کنم که جهت حفظ مالکیت اثر برای هنرمند گرامی ، لگوی نام هنرمند بر روی عکسها جهت استفاده عموم ، درج گردیده است .

" با تشکر رشیدی مدیریت kordveb "


مدیر وبلاگ : سید مهدی رشیدی
نظرسنجی
این وبلاگ تا چه حد توانسته اطلاعات شما را در مورد بیوگرافی مشاهیر و هنرمندان نامی کرد افزایش دهد ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد
ملتی که بزرگان خود را نشناسد زیان می کند
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM




مجتبی میرزاده در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در کرمانشاه بدنیا آمد،  به سبب شغل پدرش که کارمند دولت بود به مدت چند سال به ایلام رفتند. علاقه میرزاده به موسیقی در اوان کودکی و از سن سه سالگی، و  به دلیل کمبود امکانات و تنگناهاى مادى با استفاده از وسایل آشپزخانه مثل بشقاب و نعلبکى و با زدن ضربه بر روى لبه آنها ذوق موسیقایى و شعور هنرى خود را تقویت مى کرد، و وقتهایی نیز برای شنیدن موسیقی رادیو همسایه به خانه آنها کشیده می شده، شروع شده است .....

ابتدا با نواختن سازهایی که خود با نعلبکی و سیم و تیغ و... می ساخت و یا نى لبک نیاز خود را به موسیقی ارضا می کرد، سپس زمانیکه ۱۴ سال داشت و به کرمانشاه برگشته بودند دوست پدرش که علاقه مجتبی را به موسیقی می بیند پیشنهاد خریدن یک ویولن به او می دهد. مجتبی میرزاده پیش از ویولن مدتی با سنتور برادر بزرگتر تمرین موسیقی کرده بود. با خریدن ویولن ( که بزودی ماندگارترین آثار موسیقی کردی با آن اجرا شد ) چون معلمی برای یادگیری ویولن نمی یابد خود با استفاده از آهنگ‌های آن زمان رادیو شروع به یادگیری ویولن و بعدها کار طاقت فرسای یادگیری نت ( با مقایسه آهنگ‌های رادیو و نت نوشته آنها ) می‌کند. میرزاده ستاره¬ای پر درخشش در آسمان موسیقی کُردی که با هوش و استعدادی که در آینده از خویش نشان میدهد. رهگشای سبک و شیوه¬ای نوین در نوازندگی و آهنگسازی این موسیقی گردید. عده¬ای معتقدند او بدون داشتن معلم موسیقی را آموخت. زمانیکه به مدرسه میرفت معلم موسیقی پیری بنام خان بابا خان خسروی مقدمات را به او آموزش داده او نوازنده ویلن بوده که به ندرت برایشان ساز می نواخت. سال 1340 شخصی بنام فروهر در کرمانشاه کلاس آموزشی  ویلن دارد، مجتبی مدتی اندک نزد وی به مشق میپردازد و در آینده نزدیک بجای او به تدریس ساز به هنرجویان کلاس پرداخت. در آنزمان هر سال جشنواره¬ی موسیقی در شهر رامسر بین تمام مدرسه ها برگزار میشد در یکی از این جشنواره¬ها میرزاده رتبه اول را در رشته نوازندگی ویولن در بین دانش¬آموزان تمام مدارس ایران بدست میآورد ( مقام دوم را محمد یاحقی فرزند استاد حسین یاحقی کسب می‌کند ). او در آینده برای یادگیری موسیقی آکادمیک راهی دانشگاه تهران میشود. در نهایت آشنایى با استاد حسن کامکار به حدى از نوازندگى رسید که بتواند در رادیو سنندج نوازندگى کند، در کرمانشاه با خوانندگانى مثل حسن زیرک، مظهر خالقى، هاشم ربیعى و خوشنوا به اجراى برنامه پرداخت.


در سال 1341 خواننده پر آوازه کُرد حسن زیرک از تهران به رادیو کُردی کرمانشاه میاید. در ماه باید چهار برنامه پانزده دقیقه¬ای در رادیو توسط ارکستر آماده ضبط و پخش میگردید. سرپرست گروه رادیو تلویزیون کرمانشاه محمد عبدالصمدی نوازنده  کلارینت و آهنگساز( آثار ماندگاری توسط وی ساخته و نواخته گردیده و در بیشتر ترانه¬های خوانندگان بنام آنزمان ساز او شنیده میشود). میرزاده جوان هیچ ارتباط و شناختی در مورد موسیقی کُردی نداشت نوازندگی او آینه¬ای از پنجه¬ی هنرمندان بنام آن عصر بود. با آمدن زیرک به رادیو در واقع آینده مجتبی¬ی جوان رقم زده میشود، این ارتباط بود که زندگی وی را دگرگون نمود. او از زیرک ترانه¬ها و آوازها و مقامها را میآموزد. دیری نپایید مجتبی در کنار  حسن توانست آفرینش و ذوق خویش را آشکار نماید و روحش در گلزار آوازها و ترانه¬های کردی به پرواز درآید. در مدت سه سال زیرک به همراه ارکستر رادیو تلویزیون توانست َصد ترانه¬ی ماندگار اجرا و ضبط نماید. بیشتر آوازها به همراه سلوی میرزاده است، به جرات میتوان گفت شصت تا هفتاد درصد ترانه¬ها و آواز¬ها تنظیم اوست. زیرک ملودی را برای او میخواند کار را نُت میکرد بعد از تمرین با گروه به همراه خواننده برای اجرا و ضبط به استودیو میرفتند (در اوایل تاسیس رادیو تمامی برنامه¬ها مستقیم بروی آنتن میرفت) میرزاده با ساخت این آثار شیوه و نگرشی نوین را خواسته یا ناخواسته بنیان گذارد ملودی ها و تِمهایی را تنظیم نمودند که اگر اجرا نمی گردیدند به فراموشی سپرده میشدند و با امکانات اجرایی آنزمان ضبط کردند. شاید هم اگر حسن زیرک به کرمانشاه نیامده بود میرزاده هم آن استعداد را در موسیقی نشان نمیداد و چون سربازی گمنام در دنیای موسیقی ناشناس می¬ماند و چون بسیاری از  هنرمندان  توانا اما ناکام از هنرش باقی می¬ماند و به دست فراموشی سپرده میشد. زیرک  حدود 1345 از کرمانشاه رفت گویی به کردستان عراق رفته. از او در آن رادیو در حدود َصد آواز، مقام و ترانه از خویش بجای گذارد این  تنها گوشه¬ای از گنجینه¬ی شنیداری موسیقی کُردی در چهل سال گذشته است که بعدها شاهد سوختن  بی رَحمانه¬ی بیشتر این آثار در حیاط همان رادیو تلویزیون پارس هستیم. 

پس از آن دوره شکوفایی دیگر رادیو خواننده¬ای چنین به خویش ندید که با صدای خاصش، ذوق وافر میرزاده را متاثر بنماید. زیرک توانست احساس او را چون جوشش رودخانه الوند که آوازهای منطقه گرمیان را به بلندای کوهستان بیستون در خویش زمزمه میکرد به جوش آورد. در آن دوره خلیل صدیقی تنها خواننده¬ای بود که با صدایی زلال و پُر حجم که هیچ رنگی از آواز و نوای غیر کُرد در حنجره¬اش شنیده نمیشد دوباره میرزاده را به دنیای سحرانگیز نواهای غریب کشاند که با شعری از شاعر بلند پایه کُرد احمد هَردی  تصنیف و آواز فاطمه رابه همراه ارکستر رادیو کرمانشاه اجرا و ضبط نمایند. پس از آن صدیقی گفت: اگر ویلن مجتبی همراهم نباشد آواز نمی خوانم (گرچه سرنوشت هرگز این مجال را به¬وی نداد که با او آواز بخواند). شاید اولین کسی که موسیقی و ارکستر را در کنار آوازهای اورامی جای داد میرزاده بود. روزی خواننده معروف سیاچمانه آن زمان محمد حسین کِمنه¬ای برای ضبط آوازهایش به رادیو کرمانشاه آمده بود، مجتبی پس از مدتی تمرین با او به همراه گروه برای ضبط به استودیو رفتند.

مدتها بعد در سال 1346 میرزاده به تهران میآید و به یادگیری موسیقی و تجربه میپردازد ( خود آموخته نت را از روى کتاب ضیاء مختارى فرا گرفت ). در ابتدا برای گذران زندگی به کافه¬های شبانه میرود و به همراه خوانندگان معروف آن دوره به اجرای برنامه میپردازد. دیری نپایید که او به استودیو های ضبط روی میآورد و در سال ۱۳۴۷ در رادیو تهران و پس از توفیق در آزمونى که توسط استاد مصطفى کسروى انجام مى پذیرفت به استخدام رادیو درآمد و همکارى خود را با ارکسترهاى نکیسا، فارابى و باربد، به عنوان نوازنده ویولن آغاز نمود و کم کم شناخته شد.  پس از آن وارد دانشگاه تهران شد و در رشته موسیقی به تحصیل پرداخت. درآن زمان به گروه زهی رادیو تهران پیوسته بود. مجتبی در اصل از موسیقی کُردی دور شده بود و وارد دنیایی دیگر با تجربه¬های تازه گردیده بود او آرزو داشت چون پرویز یاحقی بنوازد گرایش شدید به نوع نوازندگی او داشت و جای پای این شیوه نوازندگی ویلن را میتوان در میان تکنوازیهایش جست. بیاد دارم روزی در میان حرفهایش اشاره بدین موضوع کرد و گفت:" خیلی تلاش کردم و نمیدانم چقدر موفق شدم." با وجودی که مجتبی میرزاده نوازندگی خود را متاثر از نوازندگی پرویز یاحقی می دانست و همیشه با احترام و فروتنی از ایشان یاد می کرد اما شخصیت مستقل ویولن میرزاده کاملاً مشهود و دارای ویژگی‌های مختص خود است. در ویولن میرزاده تکنیک‌های غربی نوازندگی ویولن همراه با شیرینی موسیقی ایرانی نمود دارد تریوله‌های قدرتمند و سریع، گلیساندوهای کم اما بجا و آرشه کشی نرم اما مستحکم از خصوصیات نوازندگی اوست. "چهار مضراب شوشتری" تکنوازی ویلن، به همراهی تنبک بیژن کامکار، توانایی و قدرت کم نظیر و حتی بی نظیر او را در نوازندگی ویلن ایرانی به خوبی نشان می دهد. ( آلبوم " بداهه نوازی ویلن مجتبی میرزاده " )...   .

میرزاده هیچ واهمه ای از تجربه نداشت و هرگز خود را پایبند سبک خاصی از موسیقی نکرد، در بسیاری از کارهای پاپ چه در گروه چه بصورت تکنواز شرکت کرد با اندکی شناخت از سبک نوازندگیش به راحتی به وجود او در آن اثر پی میبریم. آشنا به نوازندگی بیشتر سازها بود. کمانچه او چون ویلون ش ممتاز و قابل تشخیص از دیگر نوازندگان هم عصرش است در واقع مدت چهل سال به موسیقی این کشور خدمت نمود، شرکت در نوازندگی و آهنگسازی و ساخت دهها اثر موسیقی کوچک و بزرگ و ساخت حداقل چهل شش موسیقی فیلم از جمله فعالیتهای اوست. مدتی به همراه بهمن رجبی در برنامه گروه ژینوس موزیکال  زیر نظر اداره فرهنگ و هنر در شهرهای مختلف ایران و چند کشور خارجی به اجرای موسیقی و معرفی موسیقی ایرانی پرداختند. به گفته یکی از صاحب نظران " اگر میرزاده تنها به نوازندگی ویلن ش میپرداخت یکی از نوابق جهان موسیقی در عصر ما بود." گرچه در سالهای پایانی عمرش مورد بی مهری¬های فراوان قرار گرفت در واقع جایگاه خویش را در جامعه موسیقی نیافت، بطوریکه بسیاری از هم دوره¬یی¬هایش به خاطر ضعف در موسیقی و حسادت که در هنر ایران سالهاست رواج دارد به رد صلاحیت  او در موسیقی و گفتن سخنان و رفتاری خلاف وجه¬ی یک هنرمند میپرداختند.


 با نگرشی ساختاری به موسیقی کُرد میتوان رازهای نهفته در تاریخ  پر فراز و نشیب ملتی را که گواهی گویای قرنها در تنگنا و اندوه زیستن شان است را به تصویر کشید. گرچه پس از انقلاب در رادیوهای کُردی نغمه ¬ها کُردی کمتر تولید میشد و بیشتر هنرمندان به خارج کشور مهاجرت یا گوشه نشین خانه¬های شان شده بودند،  میرزاده در ایران ماند و به آموزش موسیقی و نوازندگی با تمام فشارهای موجود پرداخت. او مدتی سرپرست گروه رادیو بود گرچه با تغییر در سیستم او نیز از کار بر کنار شد. پس از سالها دوری از موسیقی کُردی، اولین اثر منسجم خویش را که بازسازی و تنظیم آثاری از نغمه¬های زیبای فولکلوریک کُردی است با صدای خواننده محبوب مظهر خالقی تولید نمودند. میتوان گفت: انتخاب این ترانه¬ها تجربه احساسی سالهای مدید فعالیت هنری خالقی است. در شرایطی که او نیز از ایران قصد کوچ و سفر به غربَت را داشت. این اثر را میتوان از نظر شعر، آواز، ارکستراسیون، دقت در کوک، زیبایی ملودیها وتکنوازیهای بدیع و بجایش جزو بهترین کارهایی دانست که در زمینه موسیقی کُردی تولید شده و به جرات میتوان گفت پس ازسالها  هنوز اثری با این مشخصات در ایران ساخته و ضبط نگردیده است. میرزاده گفت: "خالقی برای رفتن بلیط داشت و حتی فرصت میکس نهایی کار هم نبود." پس از انقلاب تنها در رادیو تهران هنرمندان باباشهابی و اسلامی تصانیف عارفانه میخواندند. پس از مدتی میرزاده بیشتر وقت خویش را در استودیو ها سپری میکرد و به تنظیم، آهنگسازی و نوازندگی میپرداخت  سالها بعد نیز برای هنرمندان کُرد همچون عزیز شاهرخ و حسین شریفی و ناصررزازی چند آلبوم آهنگسازی نمود. میرزاده مدتی در آمریکا به کار و زندگی پرداخت و بخت با هنرمندان ایرانی آن دیار یار بود که برای آنان آثاری متفاوت آفرید. بیشترین ترانه¬های خانم مهستی را میرزاده نوازندگی و آهنگسازی نمود که  به هنگام شنیدن این آهنگها  تَرنم و نوای پنجه سحر آمیزش به-گوش میرسد. او در ایران در گمنامی و عُزلت سالهای پایانی عمرش را سپری نمود. در چند کنسرت و فستیوال موسیقی به دعوت حکومت کردستان شرکت نمود جالب اینکه شهرتی زبانزد در میان کردهای شمال داشته و دارد و بارها مسؤولین فرهنگی هنری دولت کردستان به پاس زحماتش از او تقدیر نمودند. میرزاده  با وجود خصوصیات اخلاقی خاصی که داشت راحتی، صراحت کلام و توانایی شگرف ش در زمینه شناخت و درک موسیقی و نوازندگی خارق¬العاده¬اش همواره مقصد تیر حسادت دیگران بود. در اینجا نمیتوان از واقعیتی دردناک چشم پوشید که بیشترین هنرمندان نسل پیش ما در گرداب مواد مخدر غرق بودند. میرزاده نیز در این دام گرفتار بود و با تمام تنهایی¬های روزهای وا پسین عمر پر بارش در اواخر تیرماه 1384  قلب مهربان و پر احساسش از طپش  باز ایستاد.




در پایان نگاهی کوتاه به شیوه نوازندگی و آهنگسازی مجتبی میرزاده می اندازیم:

مجموعه¬ای از خصوصیات یک موزیسین برجسته را دارا بود به گواهی همکارانش گوشی دقیق داشت بطوریکه به ندرت یک نُت فالش¬ را از او مبشنیدید دیکته وسلُفژرا بخوبی میدانست. تواناییش در تک نوازی و بداهه سرایی به شیوهای بود که  یک تِم کوچک را بسط و گسترش میداد و در دستگاهها و حتی گامهای مختلف با استفاده از تکنیکهای متفاوت ساز زهی بر اساس ریتمهای گوناگون اجرا میکرد. سنوُریته او در نوازندگی بی-نظیر و خاص خود او بود. در نوازندگی ش نتهای تریل، گلیساندو، تکیه و زینت به ساز او شخصیتی دیگر بخشیده بودند. ساز میرزاده شفاف خوش¬آهنگ  و ممتاز از دیگران بود. ویلن میرزاده با تکنیکی بر گرفته از موسیقی کلاسیک و جمله بندیهایی از ردیف و بافتی درونی از مقامها و آواز های کُردی شکل گرفته بود. او زیرکانه از حالتهای احساسی و گَزشهای موجود در نواها و آواهای ترکی و عربی استفاده میکرد. آثار ارکستری او سرشار از ملودیهای گوناگون و بدیع است. در اصل تفکر میرزاده در تکرار جملات قرینه و بداهه نوازی بر اساس تِم درونی یک آهنگ میباشد. در تنظیم و آثار ارکستری با ساخت مقدمه جدا از ملودی تصنیف و بسط همان جمله¬ها در فواصل بین تکرار شعر هربند شکلی متفاوت به قطعه داده میشد که سبب ایجاد تنوع  در تصنیف و ترانه میگردید او از تکرار ملال آور پرهیز داشت. یکی از زیباترین شگردهای او زمانیست که خواننده به اجرای شعر میپردازد، ایجاد بافتی هارمونیک و گاه کنترپوانتیک در زیر صدای آواز بدون مزاحمت  برای شنونده تاثیر ملودی خواننده را دو چندان مینماید. توانایی او در اجرای چندین ساز و در ک ساز شناسی او باعث گردیده بود از سازها در قطعاتش استفاده بهینه بنماید.

بدبختانه در جوامعی،¬ هنر که تاج سر آفرینش است بی ارزش ترین مطاع میباشد. در طول تاریخ ناهموار ملت کُرد، صدها  شاعر، پیکر تراش، موسیقدان و خواننده، ناشناس در زیر آوار سنگین تاریخ دفن گردیده¬اند که امروز حتی نامی از آنان شنیده نمی شود. ای کاش تازمانی هنرمند زنده است او را نقد کنیم که هرگز خرده نخواهد گرفت و او را قدر بگذاریم که شادمان شود. بهمن رجبی دوست دیرین میرزاده درباره او میگوید:" شاید میرزاده مطرب بود و برای پول می نواخت اما مطرب صفت نبود بر خلاف کسانی نام هنرمند را بر خویش دارند و مطرب صفت هستند  ."  امروز میرزاده در میان ما نیست اما در گوشه¬ی خانه هر کُرد صبح و شام ملودیهایش افسانه¬سرایی میکنند.


میلاد کیایی نوازنده برجسته سنتور، خاطره ای نقل می‌کند که شنیدنی است : در یک مهمانی، میزبان موسیقی زیبایی گذاشت که من متوجه شدم که این موسیقی باید ساخته یک ایرانی باشد. در حالی که دیگر مهمانان می گفتند خیر این آهنگساز روسی یا خارجی است. من با اطمینان گفتم این آهنگساز قطعاً ایرانی و مرجحاً میرزاده است. زیرا کمانچه ¬ای در اثر بود که من ذهنم به وی معطوف شد. منتها من چون موسیقی را قبلاً نشنیدم، نتوانستم اظهارنظر قاطع کنم. به همین خاطر، گفتم چه خوب است که با خود میرزاده در میان بگذاریم. با وی تماس گرفتیم. برای وی موسیقی را گذاشتیم وی گفت: بله! کاری از من است. موسیقی فیلم "دالاهو" است. تعریف می¬ کرد من یکبار صبح رفتم استودیو در اتاق فرمان استودیو نشستم و فیلم را دیدم به صورت بداهه این موسیقی را ساختم. میگفت عمده سازهای ارکستر را خودم زدم (تا جایی که تبدیل به یک ارکستر بزرگ شده بود!) یکی از ویژگی‌های میرزاده این بود که همواره در پشت صحنه کارهای هنری می¬کرد. وی در زمینه آموزش نیز فعالیت مستمر و مداومی داشت چنانکه امروزه از خود چندین هنرمند قابل و بنام بر جای گذاشته است که بی شک نه همانند وی ولی به سبک او مینوازند.نوازندگانی همچون جواد خالیک-مهدی بخشی-رامین چهره ای-شهرام خسروی-کیانوش فاضلیو..... و بسیاری دیگر.



یادش گرامی باد



ساز تخصصی میرزاده ویولن و کمانچه و با سه تار و سنتور آشنایی کامل داشت. در کارنامه او تعداد زیادی آثار موسیقی سنتی، فولکلور و پاپ همراه با بیش از ۴۰ موسیقی فیلم به چشم می خورد که عبارتند از :




موسیقی فیلم ( اثر استاد میرزاده ) :


-  گل ها و گلوله‌ها (۱۳۷۰)

-  مسافران مهتاب (۱۳۶۶)

-  مدرک جرم (۱۳۶۴)

-  حماسه مهران (۱۳۶۳)

-  تفنگدار (۱۳۶۲)

-  خانه عنکبوت (۱۳۶۲)

-  جایزه (۱۳۶۱)

-  دادا (۱۳۶۱)

-  قرنطینه (۱۳۶۱)

-  اعدامی (۱۳۵۹)

-  پنجمین سوار سرنوشت (۱۳۵۹)

-  بن بست (۱۳۵۷)

-  زن و زمین/خوش غیرت (۱۳۵۷)

-  صمد در به در می شود (۱۳۵۷)

-  نفس بریده (۱۳۵۷)

-  جای امن (۱۳۵۶)

-  در امتداد شب (۱۳۵۶)

-  صمد در راه اژدها (۱۳۵۶)

-  میراث (۱۳۵۵)

-  صمد خوشبخت می شود (۱۳۵۴)

-  علی کنکوری (۱۳۵۲)

-  عیالوار (۱۳۵۲)

-  قیامت عشق (۱۳۵۲)

-  تختخواب سه نفره (۱۳۵۱)

-  حکیم باشی (۱۳۵۱)

-  خانه قمرخانم (۱۳۵۱)

-  صمد و سامی، لیلا و لی لی (۱۳۵۱)

-  مردی در طوفان (۱۳۵۱)

-  درشکه چی (۱۳۵۰)

-  شاطر عباس (۱۳۵۰)

-  صمد و قالیچه حضرت سلیمان (۱۳۵۰)

-  عزیز قرقی (۱۳۵۰)

-  عمو یادگار (۱۳۵۰)

-  لوطی (۱۳۵۰)

-  محلل (۱۳۵۰)






آهنگسازی و تنظیم استاد :



-  آهنگ‌های معروف موسیقی کردی با صدای حسن زیرک و مظهر خالقی

-  آلبوم "راز گل" با صدای علیرضا افتخاری

-  ترانه‌های «دایه دایه»( موتورچی )، «بزران بزران»، «میری» (جنگ لران)، «دالکه»، «تفنگ»، «زندگی»، «قدم  خیر»،، و ... در موسیقی لری با صدای رضا سقایی

-  آلبوم "نوروز آوارگان" با صدای عبدالوهاب مددی (موسیقی افغانی)

-  آلبوم "به یاد آن گذشته" با صدای همایون کاظمی

-  آلبوم‌های " زلف بنفشه "، " یوسف گمگشته " و " نفس باد صبا " با صدای نادر گلچین

-  آلبوم "مست عشق" با صدای اکبر گلپایگانی(گلپا)

- آهنگسازی و تکنوازی بسیاری دیگر آهنگ‌ها با صدای خوانندگانی چون: هایده، مهستی، معین، گوگوش، داریوش اقبالی، و...





تکنوازی‌های معروف استاد :



-  تکنواز سه‌تار در ترانه "بزن تار" با صدای هایده

-  تکنواز ویولن در ترانه "مخلوق" با صدای گوگوش

-  تنظیم و تکنوازی قطعه‌ای طنز برای برنامه تلویزیونی "کاف شو" به کارگردانی پرویز صیاد، موسیقی بر اساس باله دریاچه قو اثرچایکوفسکی که در ادامه به یک قطعه شش‌و‌هشت ایرانی تبدیل می شود، و در نوع خود در موسیقی بی‌کلام طنز بی‌نظیر است.ویدئوی اجرای باله دریاچه قو در کاف شو با تکنوازی ویولون میرزاده 

-  تکنواز ویولن در آلبوم "نون و دلقک"

-  تکنواز کمانچه قطعه ارکستری در آلبوم "گلبانگ دو" با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی حسن یوسف زمانی

-  تکنوازی ویولن در بسیاری از آهنگ‌های معروف کردی با صدای حسن زیرک و مظهر خالقی

-  تکنواز کمانچه در آلبوم "یادگار دوست" شهرام ناظری با آهنگسازی کامبیز روشن روان

-  تکنوازی ویولن در آلبوم "از دست عشق" با صدای عزیز شاهرخ

-  تکنواز کمانچه در "نازنین یار" با صدای حسام الدین سراج




سرودهای انقلابی

-  به لاله در خون خفته

-   شهید مطهر





تعدادی از عکسهای مرحوم مجتبی میرزاده :



















نوع مطلب : نوازنده گان ، آهنگسازان ، 
برچسب ها : مجتبی میرزاده، میرزاده نوازنده کُرد،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 آبان 1396 11:56 ق.ظ
این شرم است که شما یک دکمه اهدا ندارید! من قطعا به این اهدا می کنم
وبلاگ عالی اکنون حدس می زنم که برای نشانه گذاری کتاب و اضافه کردن خوراک RSS خود به حساب Google من حل و فصل خواهم کرد.
من منتظر به روز رسانی های جدید هستم و این سایت را با گروه فیس بوک به اشتراک می گذارم.
به زودی گپ بزنید
دوشنبه 8 آبان 1396 07:35 ق.ظ
سلام، پست خنده دار در کنار وب سایت شما در وب explorer یک مشکل وجود دارد، آیا می توانید این را آزمایش کنید؟
IE، با این همه، سرپرست بازار است و جزء خوبی برای دیگران خواهد بود
نوشته ای فوق العاده به دلیل این مشکل
دوشنبه 8 آبان 1396 06:29 ق.ظ
وقتی که یک نفر برای چیزی ضروری اش جستجو می کند،
بنابراین او می خواهد که در جزئیات موجود باشد،
در نتیجه این چیز در اینجا نگهداری می شود.
شنبه 29 مهر 1396 11:29 ب.ظ
با درود! این اولین بازدید من به وبلاگ شماست! ما هستیم
مجموعه ای از داوطلبان و شروع یک
ابتکار جدید در یک جامعه در همان طاقچه.
وبلاگ شما اطلاعات سودمندی را دراختیار ما قرار داد تا روی آن کار کنیم. شما یک کار فوق العاده ای انجام داده اند!
چهارشنبه 19 مهر 1396 07:07 ب.ظ
پست بسیار عالی من فقط بر وبلاگ شما تکان دادم و آرزو کردم
به ذکر است که من واقعا لذت بردن از گشت و گذار در اطراف پست های وبلاگ شما.
پس از همه من در خوراک شما اشتراک خواهد شد و من امیدوارم که شما دوباره نوشتن دوباره!
یکشنبه 4 تیر 1396 01:46 ب.ظ
First of all I would like to say wonderful blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to find out how you center yourself and clear your mind before writing.
I've had difficulty clearing my thoughts in getting my ideas
out. I do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15
minutes are lost simply just trying to figure out how to begin. Any ideas or tips?

Many thanks!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:02 ق.ظ
Hi there i am kavin, its my first time to commenting anyplace, when i read this post i thought i could
also make comment due to this good post.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 02:56 ق.ظ
If some one desires expert view concerning blogging and
site-building afterward i advise him/her to go to see this website, Keep up the good work.
یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 11:14 ق.ظ
دوست عزیر اطلاعات جالبی از استاد میرزاده بود لاکن ذکر بعضی جزئیات نالازم کار را خراب کرد .مردم دنیا همواره اثار را مینگرند و به احوالات شخصی وارد نمیشو.دند. چند پارگراف زاید را لطفا حذف فرمایید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
Online User
 
   

پشتیبانی