تبلیغات
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد - ابوالقاسم لاهوتی شاعر اندیشه و رزم و نخستین سراینده شعر نو در ایران
 
درباره وبلاگ


سلام دوستان گرامی
به کرد وب خوش آمدید.

وبلاگ کُرد وب نهایت سعی خود را دارد تا شما دوستان را ، با بیوگرافی مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران نامی کُرد آشنا سازد.

امیدوارم که مطالب وبلاگ بتواند شما دوستان گرامی را با فرهنگ و هنر غنی کردستان آشنا کند .

در ضمن باید یادآور شد که عکسهای این مجموعه با همکاری عکاسان به نام سنندج ، آقایان اسدالله صیدی ( 09183711407 ) و آقای افشین فتاحی در دسترس و جهت استفاده علاقمندان به هنر ، قرار داده شده است.

در اینجا برخود لازم میدانم این نکته را خاطر نشان کنم که جهت حفظ مالکیت اثر برای هنرمند گرامی ، لگوی نام هنرمند بر روی عکسها جهت استفاده عموم ، درج گردیده است .

" با تشکر رشیدی مدیریت kordveb "


مدیر وبلاگ : سید مهدی رشیدی
نظرسنجی
این وبلاگ تا چه حد توانسته اطلاعات شما را در مورد بیوگرافی مشاهیر و هنرمندان نامی کرد افزایش دهد ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد
ملتی که بزرگان خود را نشناسد زیان می کند
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM





ابوالقاسم لاهوتی در روز ۱۹ مهرماه سال ١٢٦٦ هـ ش در کرمانشاه در یک خانواده فقیر و آزادیخواه چشم به جهان گشود. پدرش، الهامی، پیشه کفش دوزی « بوت دوزی » داشت و سواد اندک . ولی شعر های مذهبی می‌سرود و پدر و پسر هر دو آزادیخواه بودند. لاهوتی در دامن خانواده به شعر و محیط ادبی آشنایی یافت. در ١٦ سالگی به یاری مالی دوستان پدرش برای ادامه تحصیل به تهران رفت ....

 تا ١٩ سالگی به درویشان و اشعار مذهبی گرایش داشت و خودش نیز اشعار دینی می‌سرود. در سنین جوانی از حیران علیشاه که از درویشان نامدار کرمانشاه بود پیروی میکرد . دو سال بعد اولین غزل او که لحن سلحشوری و آزادگی داشت، در روزنامه حبل المتین کلکته منتشر شد. اوج گیری جنبش مشروطه و تحولات سریع منطقه و جهان بر زندگی و روان لاهوتی اثر به سزایی گذاشت، چنانکه او با رشته های مذهبی‌اش وداع گفت و به صف مشروطه خواهان پیوست.

طی همین سالها با آنکه لاهوتی عضو ارتش بود اشعارش در روزنامه های "حبل‌المتین" و "ایران نوین" با نام مستعار « میرزا احمد الهام  » چاپ می‌گردیدند که سبب شهرت و معرفتش در بین اهل قلم شد.

لاهوتی در سال ۱۲۸۴ شمسی در تهران شب نامه و اوراق سیاسی پخش می کرد و در انقلاب مشروطه خواهی در صف فداییان آزادی قرار داشت. او در سال ۱۲۸۷ در رشت با گروه مستبدان جنگیده و به پاداش جانفشانی های خود نشان ستارخان گرفت.

نخستین اشعار لاهوتی در روزنامه های آن عهد از جمله ایران نو منتشر می گردید. مجموعه اشعار لاهوتی از سال ۱۹۲۳ تا ۱۹۶۰ میلادی ۳۱ بار به زبان فارسی ، ۳۲ بار به زبان روسی، سه بار به زبان ازبکی و چند بار به زبانهای ارمنی، قرقیزی و ...، منتشر شد. روز دوشنبه دهم بهمن ماه ۱۳۰۰ آزادی خواهان آذربایجان به فرماندهی لاهوتی در تبریز قیام کردند و روز دوازدهم بهمن از شرف خانه وارد تبریز شد و مخبرالسلطنه هدایت استاندار آذربایجان را در ژاندارمری توقیف کرد. اما روز نوزدهم آن ماه قوای میاندوآب به تبریز رسید و روز بیستم نزدیک غروب ژاندارمها در جنگ شکست خوردند. لاهوتی با چند تن از رود ارس گذشتند و به کشور شوروی پناه برد. شاعر از وطن دور افتاده ایران تا پایان عمر در میان خانواده شوراها به عزت واحترام زیست.

زبان روان، سادگی کلام، رک گویی، قاطعیت، وطندوستی و آزادیخواهی لاهوتی که در تمام اشعارش از آغاز تا پایان با محتوا و فرم شعر جوشش می‌یابد وی را زبانزد محافل روشنفکری ایران کرد.

این شاعر خلاق همانگونه که در اشعارش افشاگر بی عدالتی ها و استبداد حاکم زمانش بود، از نخستین پیشگامان شعر نو در ایران نیز محسوب می‌شد، چنانچه شمس لنگرودی می‌نویسد:

" نخستین شعر نو را در ایران، ابوالقاسم لاهوتی در سال ۱۲۸۸ خورشیدی سروده است. هرچند بسیاری این صفت را به تقی رفعت نسبت می¬دهند ".

لاهوتی در کنار عارف قزوینی، میرزاده عشقی، ایرج میزرا، فرخی یزدی و سایرین، پرچم مشروطیت را با اشعار بیرحم سیاسی گره محکم زد و شعر کلاسیک را از پسخانه های دربار و غزل عشقبازان برون کشید، به آن هویت جدید بخشید و وارد کارزار مبارزاتی اندیشه هایش ساخت که سرانجام شعر نو در ادبیات معاصر بنام نیما یوشیج تسجیل شد.

لاهوتی افسر بلند پایه‌ نظامی بود، روحیه سلحشوری و نیازمندی زمانه‌اش زندگی پر فراز و فرود را نصیب او کرد.

سالهای ١٢٨٨-١٢٩٠ نیروهای مرزی ایران تحت فرمان افسران سویدنی فعالیت داشتند، لاهوتی وارد اداره امنیه شد و با گروه افسران انقلابی ارگان امنیه همراه گردید. هنوز در مقامش پا برجا بود که دشمن تشخیص داد وی مشغول فعالیت های انقلابی است بنابراین توسط سویدنیها دستگیر و محکوم به اعدام شد، خوشبختانه از زندان فرار کرد و به ترکیه پناه برد.

اگر چه زندگی در تبعید برایش نهایت دشوار بود اما آرام نگرفت و با نوشتن اشعار، طنز و فکاهی سیاسی سهم خود را در جنبش مشروطه خواهی ایران از راه دور ادا کرد. پس از مدتی به زادگاهش برگشت و نشریه " بیستون " را مصادف با جنگ جهانی اول، به نشر سپرد.

کشمکش ها بالا گرفت و بار دگر رهسپار ترکیه شد. بعد از وساطت ها و بگو مگو های فراوان با حاکم تبریز، مجددا به ایران برگشت و سرانجام در راس نیروهای امنیه تبریز قرار گرفت. اینبار با مبارزه پیگیر یاران انقلابی‌اش دست به قیام زد و تبریز را فتح نمود. دیری نپایید قیام به شکست مواجه شد و حکام دولتی، لاهوتی را به علت شورشگری تحت تعقیب قرار داده تصمیم به اعدامش گرفتند. لاهوتی با درک وخامت اوضاع ایران، کوله بار سفر به قصد شوروی بست که برایش سخت ناگوار بود و تا آخر عمر نتوانست به زادگاهش برگردد.

لاهوتی زندگی پر جدل آن سالهای عمرش را چنین سرود؛

بارها دست اجل گشت گریبان‌گیرم        باز هم دامن عشق تو زکف ننهادم

گرچه باشد غم عالم به دل لاهوتی        هیچ‌کس درغم من نیست، از آن دلشادم


لاهوتی در تاجکستان شور دوباره یافت، ادب و هنر انقلابی‌اش را تازگی بخشید. در بیداری و آگاهی ملل روس و خصوصا تاجکان سهم بزرگی ادا کرد، اشعار میهنی را به مدارس برد و به چاپ رساند. سرایش سرود ملی تاجکستان از افتخارات اوست. ترجمه سرود مشهور " انترناسیونال " با تمام ظرافت ها و عظمتش برای اولین بار به فارسی از ماندگارترین شهکار ادبی و انقلابی این شاعر آگاه و پرکار محسوب میگردد:


برخیز، ای داغ لعنت‌خورده، دنیای فقر و بندگی!

جوشیده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی.

باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند،

آنگه نوین جهانی سازیم، هیچ‌بودگان هر چیز گردند.

روز قطعی جدال است، آخرین رزم ما.

انترناسیونال است نجات انسان‌ها
...


لاهوتی در اشعارش توده های فقیر را به مبارزه و قیام علیه استبداد فرا می خواند و اتحاد داس و چکش را تنها راه رهایی میداند:
در سایه استبداد پژمرده شد آزادی        این گلبن نورس را بی ریشه نباید کرد

با داس و چکش کن محو این خسرو ایوان را        چون کوهکنی هر روز با تیشه نباید کرد.

بعد از ماکسیم گورکی نویسنده شهیر روسی، لاهوتی بزرگ ترین شخصیت کانون نویسندگان خلق شوروی به حساب می‌آمد.

به باور لاهوتی مبارزه و کار مرز ندارد بنابراین با تمام وجود به خدمتگذار راستین مردم تاجکستان درآمد و تا آخرین رمق حیات دست از نوشتن شعر، نمایشنامه، ترجمه و سایر کارهای فرهنگی برنداشت و صادقانه نیرویش را وقف این سرزمین نمود. لاهوتی در پست های مختلف دولتی از معلمی گرفته تا ریاست آکادمی علوم و وزارت معارف ایفای وظایفه نمود، برای مدتی نیز وزیر فرهنگ و هنر تاجکستان بود. تئاتر و اپرا به کوشش این شاعر فرزانه در تاجکستان پایه گذاری شد.

لاهوتی بر زبان های فارسی، فرانسوی، ترکی و روسی مسلط بود. او هرگز همانند شاعران فضل فروش هُنرش را در لای کلمات زمخت و روشنفکرانه همچو کلاف سر در گم به میدان رها نکرد، بلکه با سنت شکنی در ادبیات متحجر، سادگی زبان و استفاده از کلمات روزمره را استادانه مروج ساخت و نظام شعری دگم و کلیشه‌ای را که در حصار تنگ قافیه خرد میشد، دگرگون نمود که به زودی مورد قبول اجتماع واقع شد. گره خوردگی عشق با زندگی سیاسی در شعر لاهوتی مشخصه دیگر این سرودگر بی‌آلایش است، " خورشید من کجایی "، " ایا صیاد شرمی کن " و " ترسم آزاد نسازد.. " مصداق این واقعیت است. از جهت دیگر اگر لاهوتی در ایران با شعر نو، انتقادی و افشاگرش نبض ملت را در دست گرفت بدون شک در افغانستان با اشعار میهنی و خاصتاً اشعار با مضمون سیاسی در فرم های عاشقانه، محبوب قلبهای همگان شد و در تاجکستان با تمام ویژگی هایش، لقب شاعر ملی را بخود مختص کرد.

و اما در افغانستان لاهوتی با کمپوزهای دلنشین زنده یاد فضل احمد نینواز و صدای جادویی احمد ظاهر سالهاست که در سینه ها می‌تپد و جایگاه ماندگار و ویژه‌ای دارد. کمتر فردی را میتوان یافت که مصراع‌های شعر " تنیده یاد تو در تار و پودم میهن این میهن " و یا " زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست " را به حافظه نداشته باشد. ده ها سرود دیگر شاعر را که توسط احمد ظاهر، ساربان و دیگران اجرا شده اند، هنوز پرشنونده ترین آهنگ ها در افغانستان اند. هرچند بعلت وجود حاکمیت رژیم های مستبد و پلیسی در افغانستان، لاهوتی برای مردم شناسانده نشده و تعداد کمی از شخصیت بزرگی همچون لاهوتی در افغانستان آگاهی دارند.

آنچه در زندگی و اشعار این مردِ اندیشه و ایمان برای ما ارزشمند تلقی میشود هماهنگی سخن و عمل او یعنی آمیختگی قلم و شمشیر در راه تعهد والایش بود.

لاهوتی از هر نوع شعری دارد: غزل، قطعه، داستان، تصنیف، رباعی، اشعاری به شیوه قدیم و به وزن عروضی، اشعاری به وزن هجایی و مکالماتی، و تر جمه های منظوم از آثار کلاسیک های روس و بزرگان ادبیات جهان. او برای بیان مسائل و مصائب دنیای کنونی بیشتر اسالت هنری شعر قدیم ایران را به کار می گیرد. ولی چنانکه گفتیم از انتخاب هر شکل و قالبی که برای ادای مقصودش مناسب باشد نیز روگردان نیست، و حتی می توان گفت از سخنوران پارسی گو کسی که پیش از همه در تحت تاثیر گویندگان غرب واقع شده هم اوست.

سرانجام این شاعر مبارز و پرتلاش در در ۲۶ اسفند ۱۳۳۵ در مسکو درگذشت.








آرامگاه ابوالقاسم لاهوتی




لاهوتی نوشته های فراوان و با ارزشی از خود بجا گذاشت که از جمله میتوان به آثار ذیل اشاره کرد:


•    کاوه آهنگر (۱۹۴۷)

•    قصیده کرملین (۱۹۲۳)

•    تاج و بیرق (۱۹۳۵)

•    ادبیات سرخ

•    ایران‌نامه

•    جنگ آدمیزاد با دیو

•    مجموعه اشعار (۶۳-۱۹۶۰)

•    ترجمه‌ی شاهنامه‌ی فردوسی به روسی

•    ترجمه اشعار








همت کنید!

همت کنید ای دوستان

دشمن به میدان آمده

با حرص خرس گرسنه

با مکر شیطان آمده

آمد به قصد جان ما

بر ضد فرزندان ما

این سگ برای نان ما

نزدیک انبان آمده

هاراست، هار این بیشرف

شمشیر هم دارد به کف

یکصف شویم از هر طرف

جلاد انسان آمده

یکسر شده او را زنیم

شمشیر او را بشکنیم

پامال و نابودش کنیم

کو دشمن جان آمده.





داد وطن خواهی

وطن ویرانه از یار است یا اغیار یا هر دو؟

مصیبت از مسلمان هاست یا کفار یا هر دو؟

مصیبت از مسلمان هاست یا کفار یا هر دو؟

همه داد وطن خواهی زنند، اما نمی دانم

وطن خواهی به گفتار است یا کردار یا هر دو؟

وطن را فتنه ی مسند نشینان داد بر دشمن

و یا این مردم بی دانش بازار یا هر دو؟

کمند بندگی بر گردن بیچارگان محکم

زبند سبحه شد یا رشته ی زنار یا هر دو؟

به قتل و غارت دهقان و استثمار زحمتکش

فقط مسجد بود بانی و یا دربار یا هر دو؟

بنای ظلم و استبداد صنف مفتخور ویران

ز چکش میشود یا داس جوهر دار یا هردو؟

وکیل از خدمت ملت تغافل می کند عمدا

و یا باشد وزیر از مملکت بیزار یا هر دو؟

به مجلس نسبت ایران فروشی میدهند اما

نمیدانم کنم اقرار یا انکار یا هر دو؟

وکیلان و وزیرانند خائن، فاش می گویم

اگر در زیر تیغم یا به روی دار یا هر دو؟

تو را روزی به کشتن می دهد ناچار لاهوتی

زبان راستگو یا طبع آتشبار یا هر دو؟

تهران ١٩٠٩





آزادی و استقلال

زنــــدگی آخر سر آیـــد بندگــی در کـــار نیست

بنـــــدگی گر شرط باشد زنـــدگی در کار نیست

گـــر فشار دشمنان آبت کنـــــد مسکیــن مشــــو

مرد باش ای خسته دل شرمندگی در کار نیسـت

با حقارت گـــر ببارد بر سرت بـــــــــــاران در

آسمـــــان را گو برو بــــارندگی در کــارنیست

گـــر که با وابستگی داران این دنیــــــــا شـوی

دورش افگن این چنین دارندگی در کــار نیسـت

گــر بشرط پایکوبی سر بمـــانــــــــد در تن ات

جان ده و ردکن که سر افکندگی در کـار نیسـت

زنـــدگی آزادی انســـان و استقــــــــلال اوست

بهـــــر آزادی جدل کن بنـــــدگی در کار نیست

مسکو ١٩٣٠





میهن ای میهن

تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن ای میهن

بود لبریز از عشقت وجودم، میهن ای میهن

تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی

فدای نام تو، بود و نبودم، میهن ای میهن

فزون تر گرمی مهرت اثر می کرد، چون دیده

به حال پر عذابت می گشودم، میهن ای میهن

به هر مجلس به هرزندان،به هرشادی به هرماتم

به هر حالت که بودم با تو بودم، میهن ای میهن

اگر مستم اگر هوشیار، اگر خوابم اگر بیدار

به سوی تو بود روی سجودم، میهن ای میهن

به دشت دل گیاهی جز گل رویت نمی روید

من این زیبا زمین را آزمودم، میهن ای میهن

مسکو ١٩٥٥





ترسم آزاد نسازد ز قفس، صیادم

آنقدر تا که ره باغ رود از یادم

بس که ماندم به قفس، رنگ گل از یادم رفت

گر چه با عشق وی از مادر گیتی زادم

آتش از آه به کاشانه صیاد زنم

گر از این بند اسارت نکند آزادم

سوز شیرین وشکر خنده دلداری نیست

ورنه من در هنر استاد تر از فرهادم

ز اولین نکته که تفسیر نمودم از عشق

کرد اقرار به استادی من استادم

گرچه باشد غم عالم به دلم لاهوتی

هیچ کس در غم من نیست، از آن دلشادم














نوع مطلب : شاعران، 
برچسب ها : ابوالقاسم لاهوتی، ابوالقاسم لاهوتی شاعر اندیشه و رزم، ابوالقاسم لاهوتی نخستین سراینده شعر نو در ایران، لاهوتی، لاهوتی شاعر مشروطه،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:51 ب.ظ
I am really loving the theme/design of your site.
Do you ever run into any browser compatibility problems?
A handful of my blog visitors have complained about my blog not working correctly
in Explorer but looks great in Opera. Do you have any recommendations to help fix this issue?
جمعه 25 فروردین 1396 01:22 ق.ظ
Its like you read my mind! You appear to know a lot about this,
like you wrote the book in it or something. I
think that you could do with a few pics to drive the message
home a bit, but instead of that, this is magnificent blog.
A great read. I will certainly be back.
پنجشنبه 24 مرداد 1392 08:54 ق.ظ
نشد یک لحظه از یادت جدا دل
زهی دل ،آفرین دل ، مرحبا دل
زدستش یک دم آسایش ندارم
نمی دانم چه باید کرد با دل؟

هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر بر گشت از راه خطا دل؟
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل ،مصیبت دل ، بلا دل

از این دل ،داد من بستان خدایا
زدستش ، تا به کی گویم خدادل؟
درون سینه آهی هم ندارم
ستمکش دل ،پریشان دل ، گدادل

به تاری گردنش را بسته زلفت
فقیر و عاجز و بی دست و پا دل
بشد خاک و ز کویت بر نخیزد
زهی ثابت قدم دل ، با وفا دل

ز عقل و دل دگر از من مپرسید
چو عشق آمد ،کجا عقل و کجا دل؟
تو لاهوتی ز دل نالی ، دل از تو حیا کن ، یا تو ساکت باش یا دل
پنجشنبه 24 مرداد 1392 01:43 ق.ظ
message
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
Online User
 
   

پشتیبانی