تبلیغات
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد - علی اکبر بهزادیان هنرمند نازک کار سنندجی به روایت پسر
 
درباره وبلاگ


سلام دوستان گرامی
به کرد وب خوش آمدید.

وبلاگ کُرد وب نهایت سعی خود را دارد تا شما دوستان را ، با بیوگرافی مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران نامی کُرد آشنا سازد.

امیدوارم که مطالب وبلاگ بتواند شما دوستان گرامی را با فرهنگ و هنر غنی کردستان آشنا کند .

در ضمن باید یادآور شد که عکسهای این مجموعه با همکاری عکاسان به نام سنندج ، آقایان اسدالله صیدی ( 09183711407 ) و آقای افشین فتاحی در دسترس و جهت استفاده علاقمندان به هنر ، قرار داده شده است.

در اینجا برخود لازم میدانم این نکته را خاطر نشان کنم که جهت حفظ مالکیت اثر برای هنرمند گرامی ، لگوی نام هنرمند بر روی عکسها جهت استفاده عموم ، درج گردیده است .

" با تشکر رشیدی مدیریت kordveb "


مدیر وبلاگ : سید مهدی رشیدی
نظرسنجی
این وبلاگ تا چه حد توانسته اطلاعات شما را در مورد بیوگرافی مشاهیر و هنرمندان نامی کرد افزایش دهد ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد
ملتی که بزرگان خود را نشناسد زیان می کند
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

رمز ماندگاری درختان در دستانش بود



اندیشه‌ای ناب، دستانی هنرمند و ذوقی خارق‌العاده؛ این‌ها همه وصف فردی است که تمام عمرش را گذاشت تا هنر نازک‌کاری در این مرز و بوم هم‌چنان نفس بکشد و مثل بسیاری از هنرهای دیگر ایرانی به دست فراموشی سپرده نشود؛ هنری که کمتر شناخته شده‌است و آنانی هم که می‌شناسندش، کمتر از ظرایف و جزئیاتش مطلعند. آری استاد علی‌اکبر بهزادیان، هنرمند شهیر سنندجی در طول عمر هنری خود میزبان بزرگانی بود که مشتاقانه به تماشای آثارش می‌شتافتند و به‌دقت به ظرایف آن می‌نگریستند. اما همه‌ی این‌ها مانع از این نشد که استاد بهزادیان و هنر نازک‌کاری‌اش هم‌چنان ناشناخته بماند و جوانان و پیران این سرزمین از ظرایف کارش به‌خوبی اطلاع نیابند. روزبه بهزادیان فرزند خلف استاد در این گفت‌وگو از هنر نازک‌کاری ایران‌زمین می‌گوید و البته سبک زندگی و سلوک استاد علی اکبر بهزادیان .......









جناب آقای بهزادیان! استاد علی‌اکبر بهزادیان هنرمندی است که با دستان توانا و اندیشه‌های ناب خود توانسته‌است نقش و نگارهایی را بر چوب بیافریند که زبانزد خاص و عام است؛ در ابتدا از هنر نازک‌کاری استاد برایمان بگویید و این‌که چگونه شد پدر به سمت این هنر گروید؟

«هنر زیور بشر است و بشر زیور کیهان»این جمله همواره زمزمه و آرام‌بخش ذهن پدر بود. خداوندِ خالق زیبایی‌ها، ذهنی را در وی به ودیعه گذاشته بود که گویی جهان و هر آن‌چه که در آن است را از زاویه‌ی دید دیگری می‌دید. دیدِ رسیدنش به کمال  را می‌شد همیشه در اندیشه، سخن و چشم‌هایش احساس کرد. بزرگ‌بودن را از کودکی تجربه کرده‌بود، زیرا در سن شش‌سالگی بنا به توصیه‌ی والدینش او را برای فراگیری هنر نازک‌کاری نزد دایی‌اش مرحوم استاد مجید نعمتیان فرستادند. در همین زمان، خواستِ الهی، پدرش را به سوی خود خواند. یادگیری هنر نازک‌کاری از یک‌سو و مسئولیت تامین زندگی خانواده از سوی دیگر، بر عهده‌ی وی گذاشته‌شد. بافت‌ها و سلول‌های یادگیری هنر نازک‌کاری در ذهنش هر روز تکثیر و تکمیل می‌شد. تاریخ تا آن زمان شاگردی پرمایه چون وی به خود ندیده‌بود.

۱۲ سال شاگردی کرد و آموخت. سپس کارگاه مستقلی تشکیل داد و در آنجا مشغول به فعالیت هنری شد. کارگاهِ پر از نور پدر، روبه‌روی گل‌دسته‌های مسجد جامع سنندج بود و صدای اذان موذن، بهترین نجوایی بود که در کارگاهش به گوش می‌رسید. ابزار کارش در کارگاه، صداقت، سرمایه‌اش چوب و نرم‌افزارش قدرت خارق‌العاده‌ای بود که پروردگار به وی اعطا کرده‌بود .صبح را از درِ منزل با ذکر “الهی به امید تو ” آغاز می‌کرد و شب را با ذکر “الهی هر تو پناهی” پایان می‌داد.

تاریخچه‌ی هنر نازک‌کاری در شهر سنندج به چه زمانی باز می‌گردد؟

هرچند سابقه‌ی تاریخی نازک‌کاری استان کردستان و به‌ویژه شهر سنندج به‌درستی  مشخص نیست، اما با توجه به بقایای آثار هنری هنرمندان برجسته‌ای که در این زمینه حضور داشته‌اند، می‌توان نازک‌کاری را یکی از هنرهای ظریف و صنایع دستی شهر سنندج محسوب کرد. نازک‌کاری درکنار دیگر هنرهای چوبی، نشان‌دهنده‌ی قدمت آن است. دست‌کم قدمت آن به ۱۷۰ سال پیش می‌رسد که برای نخستین‌بار در منطقه‌ی کردستان و به شهر سنندج، استاد نعمت‌الله، جد خاندان نعمتیان فن کار روی چوب را پایه‌گذاری کرده‌است. در گذشته از میان نجاران ورزیده، هنرمندترین آنان اقدام به خلق و ابداع آثار بدیع و ظریف چوبی می‌کرد. بعدها به سبب استقبال اکثر اعیان و بزرگان محلی و عامه‌ی مردم از این هنر، نازک‌کاری هم عنوان حرفه‌ای مستقل از نجاری موجودیت یافت. هرچند نازک‌کاران در ابتدا به کارهای کنده‌کاری، منبت‌کاری و چوب‌بُری روی در و پنجره‌ها و اُرسی‌ها تالارهای اعیان می‌پرداختند، بعدها این هنر گسترش یافت و در خدمت مساجد، خانقاه‌ها و سرانجام عامه‌ی مردم درآمد.










چرا به این هنر، نازک‌کاری می‌گویند؟

چون بسیار ظریف کار می‌شود و با کنده‌کاری، معرّق و دیگر هنرهای چوبی، متفاوت است. گاه میلی‌مترها در کار، تعیین‌کننده است که این، ظرافت هنر را نشان می‌دهد.

 پدر برای این هنر (نازک‌کاری)، از چه ابزاری بهره می‌گرفت؟

ابزارهای کار پدر بسیار قدیمی بود؛ مثلاً شاید ۵۰ یا ۶۰ سال از عمر آن می‌گذشت. از وسایل برقی استفاده نمی‌کرد؛ چون معتقد بود کار دستی باید با ابزار دستی ساخته شود. ابزاری که ساخته‌ی خودش بودند مثل ارّه، مقار، متّه‌ی دستی، کمان‌ارّه و انواع سوهان بیشتر یار و یاورش بودند.

مرحوم بهزادیان در این هنر از چه نوع چوب‌هایی استفاده می‌کرد؟

از انواع چوب‌ها مثل چوب ساده‌ی گردو، چوب گره‌گره که نقوش خاصّی دارد و در هیچ‌جای ایران دیده نمی‌شود جز در منطقه‌ی کردستان؛ چوب گلابی که رنگ روشن دارد؛ چوب کیکم که نقش‌های ریز دارد و زردرنگ است و سخت‌ترین و زیباترین چوب محسوب می‌شود؛ چوب میخک یا یاس که در بعضی مناطق قدیمی یافت می‌شود و …

به نظر می‌رسد اشتیاق مرحوم بهزادیان به هنر نازک‌کاری وصف‌ناشدنی بوده‌است؛ پدر چه چیزی در این هنر دیده‌بود که این‌چنین شیفته‌ی این هنر شده‌بود؟

اشتیاقش به هنر نازک‌کاری به حدی بود که زمان و مکان را نمی‌شناخت؛ چه‌بسا جرقه‌ای که برای نخستین‌بار در ذهنش نقش می‌بست در همان لحظه حتی اگر شب سرد زمستان و یا نیمه‌های شب نیز بود، مسیر منزل تا کارگاه را پای پیاده طی می‌کرد تا آن جرقه را تبدیل به اثری ماندگار کند. حتی در روزهای بمباران سنندج که طبیعی بود بسیاری برای حفظ جان خود و خانواده به اطراف و اکناف شهر سنندج می‌رفتند تا در امان باشند، بارها پدر یا در کارگاه هنری‌اش می‌ماند یا خانواده را به اطراف شهر می‌برد و خود به کارگاهش برمی‌گشت. می‌ماند تا جاودانه بماند، هنری بیافریند ماندگار و رزقی یابد حلال. در همین راستا زنده‌یاد استاد علی‌اکبر بهزادیان توانست تحولی در هنر نازک‌کاری به وجود آورد. سعه‌ی صدر در خلق هر اثر هنری، تکیه و تاکید بر انجام اصول اساسی هنر نازک‌کاری در تمامی مراحل، استفاده از ابزارهای سنتی به جای ابزارهای برقی، به‌کاربردن قطعات چوب به ضخامت تار مو، تبعیت قطعات به‌کاررفته از یک هارمونی و نظم  خاص، تنوع دست‌ساخته‌ها و خلق آثار منحصر به فرد، چشمان هر بازدیدکننده‌ای را به نوازش وا‌می‌داشت.

آثار خلق‌شده توسط پدر این روزها چه سرنوشتی پیدا کرده‌است؟ آیا از این هنر بدیع توسط شخص یا نهاد خاصی مراقبت می‌شود؟ متولی این آثار گران‌بها به‌واقع کیست؟

اگر اغراق نباشد، شاید درختان عالم در این آرزو بودند که پس از قطع‌شدن به دستان استاد بیفتند تا افتخار ماندگاری را تجربه کنند. دست‌هایی ساده و پینه‌بسته، ولی معجزه‌آفرین. آثارش هم‌اکنون در خانه‌ی کرد سنندج، موزه‌ی سازمان صنایع دستی ایران در تهران، موزه‌ی آستان قدس رضوی در مشهد، موزه‌ی بوعلی سینا در همدان، موزه‌های کردستان عراق (اربیل و سلیمانیه) و موزه‌ی لوور در پاریس، مرهون پردازش همان دست‌هایی است که جز به امداد و طلب از حضرت حق، به سوی غیر دراز نمی‌شد.

پدر در زمانی که در قید حیات بودند نیز آیا در نمایش‌گاه‌های مختلف شرکت می‌کردند؟ چون می‌دانید که این یگانه راه نشان‌دادن هنری بدیع به آنانی است که شاید از نازک‌کاری و ظرایفش اطلاع خاصی ندارند.

استاد بهزادیان در دوران زندگی‌اش در بیش از ۷۰ نمایش‌گاه داخلی و خارجی شرکت کرد. از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: نمایش‌گاه سراسری صنایع دستی کشور به مناسبت چهاردهمین اجلاس آسیایی شورای جهانی صنایع دستی در شهر اصفهان در سال ۱۳۶۹  که آثار پدر در ردیف غرفه‌های برجسته قرار گرفت؛ نمایش‌گاه فستیوال هنر ایران در شهر دوسلدورف کشور آلمان در سال ۱۳۷۰ به مدت یک‌ماه؛ نمایش‌گاه هفته‌ی فرهنگی ایران در امارات متحده‌ی عربی(ابوظبی و دبی)در سال ۱۳۷۰؛ شرکت در تمامی نمایش‌گاه‌های ایران‌گردی در تمام دوره‌ها از سال ۱۳۷۰ به بعد؛ نخستین نمایش‌گاه آثار صنایع دستی آسیا و اقیانوسیه هم‌زمان با هفدهمین مجمع شورای جهانی صنایع دستی در تهران با شرکت ۱۸ کشور از جمله هندوستان، پاکستان، چین، ژاپن، استرالیا و… با حضور داوران ایرانی و خارجی که آثار هنری استاد بهزادیان مقام نخست را کسب کرد و برنده‌ی لوح زرین سازمان صنایع دستی ایران شد؛ نمایش‌گاه بزرگ نگاره‌های چوبی ایران‌زمین در سال ۱۳۷۸ که استاد به عنوان پیش‌کسوت معرفی شد و جایزه‌ی مخصوص نمایش‌گاه را دریافت  داشت؛ نمایش‌گاه هفته‌ی فرهنگی ایران در کردستان عراق در سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۳ و نمایشگاه جهانی گفت‌وگوی تمدن‌ها در تهران و اصفهان در سال ۱۳۸۰.









گفته می‌شود اگر نبود تلاش‌ها و کوشش‌های استاد، شاید هنر نازک‌کاری تاکنون به طور کلی از میان رفته‌بود و جز نامی، چیزی از آن باقی نمی‌ماند؛ نقش پدر را در ماندگاری این هنر اصیل چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در سال ۱۳۶۳ که هنر نازک‌کاری در حال فراموشی و نابودی بود، اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان برای احیای این هنر از وی دعوت کرد و پدر تنها با هدف پاس‌داری و صیانت از هنر نازک‌کاری این مسئولیت را بر عهده گرفت و مشغول آموزش کودکان، نوجوانان و جوانان سنندج شد. از یاددادن آن‌چه در وادی هنر تجربه کرده‌بود و می‌دانست، به پسربچه‌ی هفت‌ساله گرفته تا همکار هم‌سن و سال خودش دریغ نمی‌کرد. آن‌قدر برای کلاسش و آموزش نوجوانان و جوانان اهمیت قائل بود و پیگیر یادگیری آنان بود که نتوانست کلاس‌هایش را برای تدریس در دانشگاه الزهرا تعطیل کند. در سنندج ماند و آموزش داد تا شاگردانش به پایه رسیدند. شاگردانی را آموزش داد که توانستند هرکدام مقام‌ها و دیپلم‌های افتخار متعددی از جشنواره‌های مختلف دریافت کنند و هم‌اکنون در سازمان‌های مختلف به عنوان مربی آموزش هنر نازک‌کاری مشغول فعالیت هستند.

از سبک زندگی شخصی پدر برایمان بگویید. سلوک او به عنوان یک هنرمند چیره‌دست و ماهر چگونه بود؟

او در عرصـه‌ی هنر با به‌دست‌آوردن هر مقام و رتبه‌ای، تواضعش هر روز بیشتر از قبل می‌شد. کسب مقام نخست آسیا و اقیانوسیه، کسب مدرک درجه‌یک هنر(معادل دکتری)، کسب عناوین مختلف و متعدد در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های داخلی و خارجی و ایستادن بر قله‌های افتخار هنر و فرهنگ ایران‌زمین، هیچ‌گاه مانـع از این نمی‌شد که بگوید: ” هنوز من یک شاگردم.”

می گویند یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های استاد، حفظ آثارش در زادگاهش سنندج بوده‌است؛ ایشان از چه روی تا به این حد اصرار داشت تا آثارش در سنندج بماند؟

قریب ۳۵ سال پیش تصمیم گرفته‌ بود یک‌سری از آثارش را نزد خانواده، کشور و زادگاهش به ودیعه بگذارد. هرچند در طول زمان علاقه‌مندان به هنرش بسیاری از آثارش را به دلیل اصیل‌بودن و کیفیت بالای آن با عنوان هنر ایرانی به بسیاری کشورهای اروپایی و امریکایی ارسال کرده‌بودند، اما شاید بیشترین دغدغه‌ی پدر حفظ و ماندگاری آثارش در زادگاهش سنندج بود، زیرا بر این باور بود که مهم، حفظ این آثار در زادگاه‌شان است که در تحقق این امر، بودند کسانی که وی را یاری کردند، از جمله عموی بزرگوارم آقای عباس بهزادیان که در تمام سال‌های زندگی پدرم یاور و همراه وی بود؛ جناب آقای دکتر محمدابراهیم زارعی مدیر وقت سازمان میراث فرهنگی استان و استاد دانشگاه بوعلی سینای همدان؛ مرحوم زنده‌یاد مهندس بهاءالدین ادب نماینده‌ی وقت سنندج در مجلس شورای اسلامی؛ جناب آقای دکتر جلال جلالی‌زاده نماینده‌ی وقت سنندج در مجلس شورای اسلامی؛ جناب آقای دکتر عبداله رمضان‌زاده استاندار پیشین کردستان؛ جناب آقای شریف‌زاده مدیر وقت هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی و جناب آقای دکتر یاوری استاد دانشگاه‌های تهران و کارشناس وقت سازمان میراث فرهنگی کشور.

پدر جناب‌عالی با این‌که خدمات زیادی به فرهنگ و هنر ایران کرده‌است، چندان در میان افکار عمومی چهره‌ی شناخته‌شده‌ای نیست؛آیا خاطراتی از ایشان به ذهن دارید که باری شناساندن و معرفی بیشتر این هنرمند نازک‌کار به مردم مفید واقع شود؟

پدر تعریف می‌کرد در جلسه‌ای که با حضور جناب آقای حجت معاون وقت سازمان میراث فرهنگی کشور در تهران برگزار شده بود شرکت کرده‌بود و تعداد محدودی از آثارش را نیز با خود برده‌بود. آقای حجت با دیدن آثار، کلیه‌ی کارشناسان و مسئولان بخش هنرهای سنتی را به اتاقش دعوت کرد و در میان جمع، جعبه‌ی جواهراتی را که  از ۵۷۷   قطعه‌چوب  تشکیل شده‌بود و در یک کف دست جا می‌شد، گرفت و برخاست. او به حاضران گفت: خاک بر سر آن دزدی که می‌آید و جواهرات این جعبه را می‌دزدد، ولی خود جعبه را نمی‌دزدد؛ چون ارزش این جعبه به‌مراتب بیش از جواهرات درون آن است. پدر در سال  ۱۳۷۲ در نمایش‌گاه صنایع دستی آسیا و اقیانوسیه در تهران شرکت کرده‌بود و آثارش را به نمایش گذاشته‌بود. استاد محمود فرشچیان مینیاتوریست نام‌دار ایران که از نمایش‌گاه بازدید می‌کرد، هنگامی که به غرفه‌ی پدر رسید، حدود دو ساعت از کارهای مرحوم پدر دیدن کرد و برایش بسیار جالب بود که این قطعات ریز چطور به این هنرمندی و ظرافت کنار هم چیده و پرداخت ‌شده است! خاطره‌ی دیگری که در ذهنم نقش بسته‌است، مربوط به زمان برگزاری کنسرت استاد محمدرضا شجریان در سنندج در امردادماه ۱۳۷۷ است. در این سفر، برنامه‌ها و بازدیدهای زیادی از شهر سنندج برای استاد شجریان برنامه‌ریزی کرده‌بودند که یکی از آن‌ها دیدن آثار پدر بود. وقتی استاد شجریان  از آثارش بازدید می‌کرد، چنان سرگرم دیدن هنر پدر شده‌بود که برنامه‌های دیگری را که در طول آن نیمه‌روز برایشان برنامه‌ریزی کرده‌بودند لغو کرد تا بیشتر بتواند با پدر باشد و نظاره‌گر آثارش.






منبع:  ایرانشهر،  پژمان موسوی





نوع مطلب : نازک کاران، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 تیر 1396 06:37 ق.ظ
Awesome post.
چهارشنبه 28 تیر 1396 11:41 ق.ظ
Hi! This post could not be written any better!
Reading this post reminds me of my previous room mate!
He always kept chatting about this. I will forward this post to him.

Pretty sure he will have a good read. Thanks for sharing!
چهارشنبه 28 تیر 1396 11:16 ق.ظ
Hey there would you mind letting me know which web host you're working with?

I've loaded your blog in 3 different browsers and I must say this blog loads a lot faster then most.

Can you suggest a good web hosting provider at a honest price?
Many thanks, I appreciate it!
سه شنبه 27 تیر 1396 09:21 ب.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a really well
written article. I will be sure to bookmark it and come back to read
more of your useful info. Thanks for the post. I'll certainly comeback.
سه شنبه 27 تیر 1396 09:34 ق.ظ
I feel that is one of the so much vital information for me.

And i am happy reading your article. However wanna observation on few basic things, The site taste is great, the
articles is really nice : D. Excellent job, cheers
دوشنبه 26 تیر 1396 03:34 ق.ظ
Excellent beat ! I would like to apprentice at the same time
as you amend your web site, how could i subscribe for a blog site?
The account aided me a appropriate deal. I have been a little bit
familiar of this your broadcast provided vibrant clear idea
شنبه 24 تیر 1396 05:52 ق.ظ
Admiring the dedication you put into your site and in depth information you present.
It's good to come across a blog every once in a while that isn't
the same old rehashed material. Wonderful read!

I've bookmarked your site and I'm adding your RSS feeds to my Google account.
جمعه 23 تیر 1396 10:44 ق.ظ
This website truly has all of the information and facts I wanted about this subject and didn't know who to
ask.
جمعه 22 اردیبهشت 1396 06:12 ب.ظ
Useful info. Lucky me I discovered your website by chance, and I'm shocked
why this accident didn't came about in advance!
I bookmarked it.
دوشنبه 23 آذر 1394 01:03 ب.ظ
روحش شاد
پنجشنبه 2 مهر 1394 02:58 ق.ظ
سلام
لطفا این متنو تا اخر بخونین
از وبلاگتون دیدن کردم مطالب خوبی توشه
ما یه شبکه اجتماعی داریم به نام فیس پلاک میخوایم توش فعالیت مفید کنیم و با بقیه شبکه ها متفاوت باشیم
ازتون دعوت میکنیم که مارو توی این راهمون همراهی کنین و توی سایتمون عضو و فعال باشید
منتظر حضورتون هستیم
www.facepelak.ir
با تشکر
شبکه اجتماعی فیس پلاک
شنبه 26 مهر 1393 01:12 ب.ظ
دانلود کتاب پروژه های چوب ساخته شده
http://booktolearn.com/?p=4127
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
Online User
 
   

پشتیبانی