تبلیغات
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد - اسماعیل آقا ملقب به سمکو مبارز کُرد
 
درباره وبلاگ


سلام دوستان گرامی
به کرد وب خوش آمدید.

وبلاگ کُرد وب نهایت سعی خود را دارد تا شما دوستان را ، با بیوگرافی مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران نامی کُرد آشنا سازد.

امیدوارم که مطالب وبلاگ بتواند شما دوستان گرامی را با فرهنگ و هنر غنی کردستان آشنا کند .

در ضمن باید یادآور شد که عکسهای این مجموعه با همکاری عکاسان به نام سنندج ، آقایان اسدالله صیدی ( 09183711407 ) و آقای افشین فتاحی در دسترس و جهت استفاده علاقمندان به هنر ، قرار داده شده است.

در اینجا برخود لازم میدانم این نکته را خاطر نشان کنم که جهت حفظ مالکیت اثر برای هنرمند گرامی ، لگوی نام هنرمند بر روی عکسها جهت استفاده عموم ، درج گردیده است .

" با تشکر رشیدی مدیریت kordveb "


مدیر وبلاگ : سید مهدی رشیدی
نظرسنجی
این وبلاگ تا چه حد توانسته اطلاعات شما را در مورد بیوگرافی مشاهیر و هنرمندان نامی کرد افزایش دهد ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشاهیر ، بزرگان ، هنرمندان و نام آوران کُرد
ملتی که بزرگان خود را نشناسد زیان می کند
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

   




اسماعیل آقا شکاک لقب ( سمکو, سردار نصرت )

زادروز 1266  -   درگذشت 1309 تیر 30

دوره قاجار


سمکو شکاک یا اسماعیل آقا شکاک معروف به سمکو یکی از رهبران ایل شکاک در منطقه مرزی ایران و ترکیه بود. او با دولتهای روسیه، انگلستان، ترکیه و آلمان ارتباط نزدیک داشت. بارها در اواخر دوره قاجار و اوایل دورهٔ پهلوی با قوای دولتی زد و خورد کرد. وی عده‌ای از مردم آذربایجان غربی و نیروهای دولتی و سران مذهبی آسوری‌ها را در میانه وقایعی که به جیلولوق معروف گشت، کشتار کورد و سرانجام در ۳۰ تیر ۱۳۰۹ توسط نیروهای دولتی کشته شد. محل استقرار او قلعه چهریق بود.....












اسماعیل آقا شکاک شانه به شانه نیروهای روسیه تزاری، نیروهای عثمانی را ازکوردستان ایران بیرون راند و بعد از انقلاب اکتبر که سپاه روسیه تزاری از ایران خارج شد، سلاح زیادی برای اسماعیل آقا باقی ماند. در شرایطی که نیروهای نظامی دولت ایران چندان نفوذ و قدرتی در منطقه کوردستان نداشتند سمکو رهبری منطقه را در دست داشت. شاید نبود و عدم بقای سلطه روسیه، موجب تحرک سمکو در منطقه شد و حتی بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ سمکو با دولت‌های همسایه نوعی پیوند و ارتباط برقرار کرد. از جمله اینکه رابطه‌ای خاص با شیخ محمد خیابانی داشت. سمکو سربازان ترک مناطق مراغه و میاندوآب را ناچار کرد که از کوردستان بیرون بروند، در منطقه ی مهاباد هم به سپاه ایران حمله کرد و آنها را شکست داد. سمکو در پاییز ۱۹۲۲ خود را شاه کوردستان نامید و به پیمان سور بسیار خوش بین بود. پس از اینکه رضاخان وزیر جنگ شد، با فرستادن لشکریان دولتی به جنگ سیمیتقو سرانجام او را شکست داد و سیمیتقو به ناچار به ترکیه گریخت.










پس از چند سال به ایران بازگشت و با چند صد تن از کُردهای هرکی سلماس را محاصره نمود، ولی باز از نیروهای دولتی شکست خورد و از ایران گریخت. سرانجام سیمیتقو اجازه یافت به ایران بازگردد و به حکومت اشنویه گمارده شد؛ امـا رضاشاه حکم به محکومیت او داده بود؛ و چند روز بعد به دست سربازان ایرانی کشته شد.











قیام اسماعیل آقای سمکوی شکاک

سمکوی شکاک ( 1887 - 1246 شمسی )  قلعه چاری-  ( 1930 - 1309 شمسی ) شهر شنو( اشنویه) یکی از انقلابیون کورد










شجره نامه و شناسنامه ایل شکاک


قلعه اسماعیل خان بزرگ ( جد سمکوی کبیر- پدر علی خان پدر بزرگ سمکو ) در نزدیک رودخانه باراندوز در منطقه ارومیه می باشد. این قلعه به عنوان یک اثر تاریخی و زیارتی در میان کورد های منطقه پر اهمیت و با ارزش می باشد. ایل شکاک پس از عشیره کلهر که در منطقه کرمانشاه می باشند ،بزرگ ترین عشیره این قسمت از خاک کوردستان است که در زمان حکومت قاجار و پهلوی در ایران و کوردستان ساکن بوده و دارای فعالیت سیاسی بسیار مهمی بوده اند. بعد از اینکه محمد خان قاجار ( موسس سلسله قاجار ) با از بین بردن حکومت کوردی زندیان و حکمرانی تمام ایران بزرگ را به دست گرفت- فرماندار بزرگ کورد صادق خان شکاک نیز هم پیمان او بود.









اما ظلم و ستم محمد خان قاجار به جایی رسید که در مورد اشخاصی همچون صادق خان شکاک نیز قصد از بین بردن و خیانت را در پیش گرفت. صادق خان شکاک که دارای یک لشکر بیشتر از 1000 نفری بوده است به تهمت کشتن محمد خان قاجار نیز متهم گشته است. در سال ( 1797 - 1176 شمسی ) در شهر شوش در خیمه اش به قتل می رسد. صادق خان شکاک اولین کسی است که نامش در منابع تاریخی به عنوان یک فرمانده کورد از ایل شکاک ذکر شده است. بعد از این مساله خانواده سمکوی شکاک در شمال شرق کوردستان نقش بسیار مهمی را در عرصه سیاست بازی کرده اند. که شخصیت هایی همچون اسماعیل خان بزرگ ، جازی( همسر اسماعیل خان بزرگ و مادر علی خان ) ، علی خان، محمد پاشای پسر علی خان، جعفر آغا ( رابین هود کورد ها) و سمکوی شکاک بوده و همگی هم با نامردی و فریفتن آنها با حقه های کثیف و غیر انسانی از طرف دولت مرکزی به قتل رسیده اند.









بزرگان و ریش سفیدان ایل شکاک می گویند که آنها اصالتاً اهل جزیره بوتان از کوردستان ترکیه می باشند و اولین کسی که از خانواده شان به ارومیه و اطراف صومای برادوست آمده است شخصی به نام عبدو بوده که به همراه 9 پسر خود به این منطقه کوچ کرده است.












خاطره ای از "عمو عبدو" . یکی از پیشمرگه ها و جنگاوران زمان سمکو در سال 1993













عبدو بگ " عودو بگ و یا عبدالله بگ "  اهل جزیره بوتان کوردستان ترکیه بوده و به همراه 9 پسر خود به سومای برادوست می آید. عبدو بگ پسری به نام ابراهیم آغای چپ داشت که بسیار دلاور و شجاع بوده است.






 





اسماعیل آغای بزرگ یعنی جد سمکو نیز پسر ابراهیم آغای چپ بوده است. علی خان پسر اسماعیل خان بزرگ نیز دارای 6 پسر با نامهای، احمد خان، محمد خان ( پدر سمکو و جور آغا )، تمر آغا، ابراهیم آغا، حجی آغا، قاسم آغا بوده است.

محمد آغا نیز صاحب 6 پسر با نامهای، جعفر آغا ( جور) ، اسماعیل آغا ( سمکو )، شکر آغا، احمد آغا ، خورشید آغا ( در جنگ با آسوریها در دیلمان( سلماس) کشته شد) و علی خان ( که در هنگام فرستادن بمبی که از طرف حکومت، مثلاً به عنوان شیرینی و هدیه بود، اما در اصل برای کشتن سمکو بود، در قلعه چاری یعنی مقر فرماندهی سمکوی شکاک که تلگراف نیز تا آنجا وصل کرده بود ) کشته شد بود.












در شرق کوردستان یعنی کوردستان ایران از زمان شورش و قیام مشهور و پر آوازه خانوی چنگ زیرین ( خانوی پنجه طلایی ) که در قلعه فوق العاده مستحکم و غیر قابل تسخیر دمدم که در زمان شاه عباس صفوی و عثمانیها بوده و سالهای سال بر منطقه حکومت کرده و چندین بار سپاه و ارتش آنها ( صفوی و عثمانی) را درهم نوردیده و فرمانده ها یشان را کشته است تا به امروز تمامی سرکرده ها و رهبران کورد به طرز ناجوانمردانه و غیر انسانی از طرف دولت ایران به قتل رسیده اند.






 





از سرکرده های ایل شکاک اسماعیل خان بزرگ- علی خان – جور آغا ( رابین هود کورد ها )- و سمکوی شکاک همگی با حقه و حیله مذاکره و جلسه حضوری جهت حل سیاسی مساله کوردها از طرف سلطنت پادشاهی به قتل رسیده اند.

محمد آغای شکاک نیز پس از کشته شدن پسرش جور آغا به استانبول رفت و از سلطان عبدالحمید عثمانی طلب کمک و همکاری جهت گرفتن انتقام خون پسرش را کرد. اما به دلیل تلاشهای سفیر ایران، محمد آغا به هدف خود نرسید و آنطوری که منابع و مدارک آن زمان ثابت می کنند یا در استانبول با دسیسه ای کثیف به قتل رسید و یا اینکه به خاطر روابط نزدیکش با خانواده مشهور و شورشگر بدر خانی ها و دیگر بزرگان کورد استانبول از آنجا به جایی دیگر برده شده و در همانجا نیز مرحوم شده است.






 






کشته شدن جور آغا و شروع شورش سمکوی شکاک

جور آغای شکاک در سال ( 1905 - 1284 شمسی ) در تبریزکشته شد.

جور آغا که در میان ایل شکاک به عنوان جانشین پدر شناخته می شد و با اجازه رسمی دولت قاجار در مناطق غربی دریاچه ارومیه حکمرانی می کرد.

جور آغا به دلیل خصوصیت های اخلاقی همچون جوانمردی، مروت و سخاوت در میان مردم فقیر و ندار بسیار محبوب و محترم بود.  به این دلیل که او پولی را که از ثروتمندان و مالداران به زور می گرفت در میان فقیر فقرا پخش می کرد. به همین دلیل نیز اروپاییها و گردشگران خارجی به او لقب رابین هود کوردها را دادهاند.






 
 





در سال ( 1905 - 1284 شمسی ) وقتی که مظفرالدین شاه قاجار برای سفر به اروپا رفته بود، پسرش محمد علی میرزای پسرش را به عنوان جانشینش در تبریز گمارد. در آن زمان حسین قلیخان ( نظام السلطنه) را نیز به عنوان والی کل آذربایجان گمارده بود.

مورخ و محقق آذربایجانی احمد کسروی اینطور می نویسد: نظام السلطنه به طور رسمی از جور آغا دعوت می کند تا به تبریز بیاید تا در مورد مشکلات مرزی دولت خود و عثمانی ها مشورت نمایند. همینطور کسروی می گوید که نظام السلطنه به جور آغا قول می دهند که حکمرانی تمام مناطق غربی دریاچه ارومیه را به او واگذار کنند.







 






اما بعدا به محمد حسین خان ضرغام ( قرداخی) دستور داد که جور آغا را به سرای خود دعوت کرده و به طرزی که او متوجه نشود او و همراهانش را به قتل برسانند.

در تابستان سال ( 1905 - 1284 شمسی ) جور آغا پس از مشورت با بزرگان ایل شکاک به همراه   7 نفر جنگاور شجاع و دلیر ایل شکاک از قلعه چاری به طرف تبریز راهی شدند. نام آن هفت دلاور شجاع که با جور آغا به تبریز رفته بودند به شرح زیر بود، مصطفای نوروزی ( خال مصطو)، خال میرزی ( دایی سمکو و جور )، صدو، حاجو، جاچو، سیدو ( سید محمد) ، و قاسم( قاسو).
پس از 40 روز فرمان کشتن جور آغا توسط تلگراف از طرف ولیعهد ایران محمد علی میرزا به دست نظام السلطنه رسید و جور آغا در سرای نظام السلطنه کشته شد.







 






از هفت نفر همراه جور آغا که جنگاوران شجاع و دلیری بودند پنج نفر موفق شدند پس از درگیری بسیار دشواری از تبریز گریخته و به قلعه چاری رفته و وقایع پیش آمده را به کوردهای منطقه برسانند.

محمد آغای پدر جور آغا نیز همانطور که در بالا گفتیم جهت انتقام گرفتن به استانبول رفت تا از سلطان عبدالحمید عثمانی کمک بگیرد و نا موفق با دسیسه سفیر ایران گم وگور گردید. کوردها که به طور بسیار فعال در انقلاب مشروطه ( 1905 - 1911 ) ( 1284 - 1290 شمسی) سهیم بودند از این عمل رذیلانه نظام السلطنه شاکی و عصبانی بودند و اعتراض خود را اعلام نمودند. همچنین دیگر آزادیخواهان ساکن تبریز و تهران نیز این عمل ناجوانمردانه و غیر انسانی را محکوم کردند.

بعد از قتل جور آغا و پدرش محمد آغا توسط دولت ظالم قاجار، سمکو که جوان بود از طرف ریش سفیدان عشیره شکاک به جانشینی برادر بزرگش انتخاب شد. این در حالی بود که دو حس وطن پرستی و انتقام جویی در دل و فکر سمکوی جوان بسیار قوی بود و موج می زد.







 






آغاز قیام سمکوی شکاک ودلایل اصلی قیام

پس از شورش شیخ عبیدالله نهری ( 1880 ) ( 1259 شمسی ) شورش و قیام اسماعیل آغای شکاک در شرق کوردستان ( کوردستان ایران ) در زمره بزرگترین و طولانی مدت ترین شورشها به حساب می آید.

کریس کوچرا محقق و نویسنده مشهور غربی ، سمکوی شکاک را به عنوان پدر ناسیونالیسم کوردی معرفی می کند. در عصر روز ( 30 /06/1930 - 1309 شمسی ) جنازه قهرمان ملی و تاریخی آزادیخواه کوردستان سمکوی شکاک در زیر پاهای لشکرایران می باشد.

به گفته بزرگان عبدویی ها،  سمکو در هنگام شهید شدن جور آغای برادرش یک جوان 18-19 ساله بوده است. یعنی تاریخ تولدش 1887 و یا اینکه 1888 (1266-1267 شمسی) می باشد. طاهر خان پسر سمکو بیان نموده که پدرش در هنگام شهادتش در شهر اشنویه ( شنو ) 42 و یا 44 ساله بوده است.















سمکو از طرف داییش خال میرز و بزرگان ایل شکاک به عنوان جانشین برادر بزرگش انتخاب شده بود و نفرت و کینه عجیبی از حاکمان مرکزی در دل داشته است.

به گفته شاهدان سمکو شخصی نترس ، شجاع با کینه شتری بوده است. به دلیل آن همه ظلم و ستمی که بر سر خانواده اش آمده بوده فردی بسیار کم حرف و غمگین بوده است. علت کینه و انتقام جویی او نیز این بود که او می دانست از جد بزرگش اسماعیل خان گرفته تا جور آغای برادرش همه با نامردی و با حقه و حیله کشته شده اند. به همین دلیل مطمئن بود که حکومت مرکزی دست بردار او نیز نخواهند بود و او را نیزی روزی به قتل خواهند رسانید.

چرا که سمکو صاحب لشکری بزرگ و قدرتمند بود و به عنوان بزرگ ایل شکاک در میان کوردها از عزت و احترام خاصی برخوردار بود. او می دانست که دولت ایران می خواهد او را نیز همانند برادر، پدر و جدش بکشند. اما فرق سمکو با برادر و پدر و جدش در این بود که او از لحاظ طرز فکر و روش برخورد سیاسی یک رهبر و شخصیت کوردی بود که برای آزادی گام بر میداشت نه این که فقط یک رییس قبیله و یا عشیره باشد.















وقتی که جانشین والی آذربایجان مکرم الملک در سال ( 1919 - 1298 شمسی ) با کمک ارمنی ها یک بمب دستی را درست کرده ودر داخل یک قوطی به عنوان شیرینی و هدیه برای سمکو فرستادند و با آن بمب اشتباهاً  برادر سمکو یعنی محمد خان را کشتند، دشمنی و خصومت سمکو با دولت مرکزی پا به عرصه سیاسی جدیدی گذاشت.

ارتباط و همکاری سمکو با عبدالرزاق بدر خان و سید طاهای گیلانی (  نوه شیخ عبیدالله نهری ) ، شورش تحت رهبری اسمایل خان شکاک را در شرق کوردستان ( کوردستان ایران ) و تا مرحله ای هم شمال کوردستان ( کوردستان ترکیه) گسترش داد.

اما بر اساس گفته های شاهدان زنده همکاری سید طاهای گیلانی تا آخر شورش با سمکو ادامه پیدا نکرده، آن هم به خاطر اختلاف برسر چگونگی برقراری ارتباط کورد ها با انگلیسی ها. کریس کوچرا در مورد تیره شدن روابط سمکو با دولت مرکزی این طور گفته است که،  به این صورت که سمکو کین و نفرت خود را از حکومت مرکزی به دلیل کشتن دو برادر و پدر و جدش به طور آشکارا، علاوه بر دلیل سیاسی کوردپروری اعلام می کرده است.














به طوری که بارها نیز به طور علنی اعلام کرده است که علت اصلی دیگر شورشش آزادی کوردستان و کوردها می باشد و نه تنها انتقام گیری!!

در این باره سمکو گفته است که ، همه می دانند که تا به حال چه بلاهایی بر سر ملت کورد آمده است. مردان بزرگی همچون اسماعیل خان بزرگ و علی خان به طور بسیار ظالمانه به قتل رسیده اند. من هم اکنون برای آزادی تلاش می کنم. انتقام گیری از ظالم و بدکاران هنوز مانده و از یادم نخواهد رفت تا ابد.


سمکو که بسیاری حرکتش را فقط عشیره ای و منطقه ای به حساب می آورند، با در نظر گرفتن شرایط آن زمان ، انسان بسیار دانا و سیاستمداری بوده که از اوضاع سیاسی ایران و جهان باخبر بوده است. سمکو در نامه ای که از طریق سرلشکری انگلیسی برای ظفرالدوله فرستاده بوده این حقیقت را ثابت کرده است.













آغاز درگیریها و جنگ های گسترده و سنگین

علاوه بر این جنگ های کوچکی که در میان ارتش سمکو و ایران در گرفته است، چند جنگ بزرگ که در تاریخ کوردستان ایران از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد نیز اتفاق افتاده است. جنگ گرفتن شهر ارومیه جنگ گلمانخانه ( در شمال شرقی دریاچه ارومیه) ، جنگ میاندوآب 1922، جنگ شکریازی، جنگ ساری تاج ، جنگ آزاد سازی مهاباد و جنگ قلعه چاری ( کلا چاری ) که از بزرگترین جنگ های شورش سمکو به حساب می آیند می باشد.

پس از اینکه شهر ارومیه از دست لشکریان ایرانی بازپس گرفته شد ، ارومیه به عنوان پایتخت حکمرانی کورد ها انتخاب گردید و تیمور آغای شکاک از طرف سمکو به عنوان حاکم ارومیه گمارده شد.













در جنگ گلمانخانه نیز نیروهای کورد با گرفتن گلمانخانه راه ارتباطی اصلی تبریز به ارومیه را بستند. در جنگ شکریازی نیز فرمانده نیروهای حکومت مرکزی " امیر ارشد " کشته شد. امیر ارشد برادر محمد حسین خان ضرغام ( قرداخی) بود که در سرای خود جور آغای شکاک را با نا مردی کشته بود.

اما در ادامه شورش کوردها نتوانستند در برابر لشکر عظیم ایران مقاومت کنند و شهر ارومیه را که به مدت چهار سال تحت کنترل سمکو بود را از دست داده و ارومیه به دست حاکمان ایرانی افتاد.












در جنگ میاندوآب کوردها با درهم شکستن نیروهای لشکر مرکزی پیروزی های بزرگی را به دست آوردند. اما کار بسیار مهم و تاریخی کشتن خالو قربان مشهور و خاین بود. خالو قربان خود کورد بود و یکی از فرماندهان قیام میرزا کوچک خان جنگلی بشمار می رفت که بر علیه دولت مرکزی در شمال ایران و در جنگل های گیلان شورش برپا کرده بودند. خالو قربان با کمک چند کشاورز و فرماند های دیگر مثل کریم خان، خالو حشمت و بابا خان توانست در قیام جنگل تا رتبه کمیسری نیز پیش رود. اما بعداً خالو قربان از میرزا کوچک خان جنگلی جدا شده و خود را به ارتش رضا شاه پهلوی فروخت.

خالو قربان کورد توانست با کمک ارتش ایران قیام جنگل را سرکوب کرده و سر میرزا کوچک خان را به عنوان هدیه برای رضا خان پهلوی در قصر تهران ببرد. در مقابل این خوشدستی رضا خان او را فرمانده ارتش ایران نمود.












سمکوی شکاک در مقابل درهای قلعه چاری مقر فرماندهیش به خیانت خالو قربان که لکه ننگی برای کوردها به شمار می آمد در جنگ میاندوآب خاتمه داده واو را کشت. در جنگ میاندوآب فرمانده کل خود سمکو بود و سید طاهای گیلانی زاده نیز به او کمک می کرد. پس از جنگ سنگینی شهر به دست کورد ها افتاد و 600 افسر حکومت مرکزی که زیر نظر افسر ملک زاده بودند همگی کشته شدند. در زمان جنگ ساری تاج که در سال 1922 در منطقه سلماس (دیلمان) (1301 شمسی) اتفاق افتاده ، نیروهای کورد نتوانستند مقاومت کنند و جنگ تا از دست دادن قلعه چاری ادامه یافت. بعد از اینکه قلعه چاری تسخیر شد، سمکو و 1000 نفر از سوارانش به کوردستان ترکیه رفته و از طرف ارتش ترکیه خلع سلاح شدند. ولی این پایان جنگ کوردها و دولت ایران نبود.













کشته شدن سمکوی شکاک در شهر اشنویه(30/06/1930) (1309 شمسی)

سیاستی که رضا خان پهلوی در میان کوردها در پیش گرفت که متاسفانه موفقیت آمیز نیز بود این بود که با دادن پول و مال دنیا به آغا و روسای عشایر کورد آنها را اغفال کرده و به طرف خود می کشید.

حتی در مساله کشته شدن سمکو نیز گمان وجود دارد که بعضی از آغا ها و روسای قبایل به سمکو خیانت کرده باشند و به بهانه دیدار و توافق دوستانه او را به شهر اشنویه کشانده باشند. نماینده و حکمرانان پادشاهی که همیشه از راه فریب و خیانت خود را به سیاستمداران کورد نزدیک کرده اند باز هم به بهانه دیدار دوستانه جهت حل مشکل کوردها سمکو را راضی کردند که به شهر اشنویه آمده و با رضا خان و سرلشگر مقدم دیدار و ملاقات انجام دهد.

به همین خاطر هم آنها توسط تیمور آغا که زخمی و اسیر دست دولت مرکزی بود نامه ای را برای سمکو فرستادند که در آن زمان در روستای بارزان می ماند.













سمکو با چند تن از سوارانش به کوههای صعب العبور و غیر قابل تسخیر قندیل که همیشه برای مقاومت و شورش ها مقر مطمئنی بوده، آمده و از آنجا هم به همراه خورشید آغای هرکی به شهر اشنویه رفت و داخل شهر می شود. در این دیدار قرار بود خود شخص رضاشاه بیاید، اما سرهنگ صادق خان فرمانده فوج شهر اشنویه آمده بود و سمکو را به خانه خود برد.کسی که این دیدار را ترتیب داده بود عمرخان شریفی پسر عموی اسماعیل آغا بود.

دو روز مهمان حکومت بودند. روز سوم که می خواهند برگردند، فوجی از نیروهای حکومتی دور تا دور مکانی را که سمکو در آن قرار داشت محاصره و کمین می کنند. اسماعیل آغا که قصد داشت برگردد بعد از خوردن نهار، سرهنگ صادق خان او را بدرقه می کند و دست در دست او، او را همراهی می کند و سرانجام نیز به بهانه پیشوازی کردن از سرلشکر مقدم در خارج از شهر اشنویه او را غافلگیروآنها را به گلوله می بندند. در این اقدام سمکو و یارانش در عصر روز 30/06/1930 ( 1309 شمسی ) به غیر از ٢ نفر از آنان کشته می شوند و او به شهادت میرسد.














هرچند که سمکو و سوارانش در درگیری پیش آمده تعداد زیادی از سربازها و افسران حکومت مرکزی را کشتند ولی این بار دیگر مجال رهایی و خلاص شدن از دست آنها را پیدا نکرد. جنازه سمکو را به مدت سه روز به طور علنی در میدان اصلی شهر ارومیه قرار دادند تا کوردها درس عبرت گرفته و مطمئن شوند که فرمانده شان "  سمکو " کشته شده است و روحیه شورشگری خود را از دست بدهند.

مسوولین حوکمت پادشاهی برای این که مطمئن شوند که جنازه صد در صد، جنازه سمکو می باشد همسر سمکو را یعنی " فخری اقبالی " را که آذری بود بر روی جنازه برده و او نیز با ناراحتی و شیون و زاری تصدیق کرد و گفت که بله این پیکر پاک سمکوی همسرم می باشد. من از روی زخم روی انگشتانش که خودش به خاطر مار گزیدگی با چاقویش بریده بود می دانم.  برادر سمکوی شکاک احمد آغای شکاک نیز در قلعه چاری با چند نفر از سوارانش می ماند.















وقتی که خبر کشته شدن سمکو به پادشاه ایران رسید او یک هفته شادی و سرور را در کوچه و خیابان های تهران به راه انداخت و شهر را چراغانی و گل باران نمود.

رضا شاه پهلوی بزرگترین دشمن خود را در کوردستان از میان برداشته بود. تراژدی از بین رفتن خانواده ای مثل خانواده سمکو خان شکاک چیز ساده و آسانی نیست که تاریخ به راحتی از یاد ببرد. خانواده ای که برای حرکت آزادی خواهشان بدل سنگین و بزرگی داده اند.

منبع :
"Kurds leader simko shikak"




نوع مطلب : مبارزین و سیاستمداران ، 
برچسب ها : اسماعیل آقا ملقب به سمکو مبارز کرد، مبارز نامدار کرد، سمکو، اسماعیل آقا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 مهر 1396 04:05 ب.ظ
اون کثافتی که آمده به قومیت کرد فحش میده فردا به یک قوم دیگه هم فحش میده واصلا ایرانی نیست.این که قومیتها جدا شوند و ایران را تکه تکه کنیم خواسته استعمار گرانی است که سالها ما را در فقر و نکبت نگه داشته اند و حکومت های دست نشانده بالای سرمان اورده اند.بجای تفرقه افکنی بفکر ایران واحد و سربلند باشید و نیروی خودتون رو برای سربلندی ایران کبیر بکار ببرید همه ما آریایی هستیم.زنده باد کرد لر بلوچ ووووو ایران
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:03 ق.ظ
Its like you read my mind! You seem to know so much
about this, like you wrote the book in it or something. I think that you can do
with a few pics to drive the message home a little bit, but instead of that, this is fantastic blog.
A great read. I'll definitely be back.
شنبه 11 شهریور 1396 10:34 ق.ظ
Can I just say what a relief to discover a person that actually understands what they're
talking about on the net. You definitely understand how to bring an issue to light and make it important.
A lot more people have to read this and understand this side of the
story. I was surprised that you aren't more popular because you
certainly possess the gift.
پنجشنبه 19 مرداد 1396 02:32 ب.ظ
کس نگو مادر قهبه فقط نظرات همنژاد های لاشیتو میزاری.
کیرم تو اون زنی که باعث و بانی شکاک هستش.
اون سیمیتگو مادر قهبه اجداد مارو قتل عام کرد.
منتظر نسل کشی بز های کوهی باشین.
کمپ ها در حال فعالیت هستن به زودی خبر هلاک شدن چند صد تن از لاشی هاتونو میشنوید.
جواب خون فقط با خون پاک میشه.
خودم شخصا فقط منتطر یک حرکت کوچیک از شما لاشی ها هستم به یقین سرتونو میبرم از زن و مرد گرفته تا پیر و بچه همتونو سرتونو میبرم باهاشون تپه میسازم.
هیچ نژادی پست تر از کرد نیست.

سیکیم هرزادییزه
جمعه 26 خرداد 1396 11:57 ب.ظ
دوستان یه چیزه دیگه هم بگم تو دلم نمونه
ما آریایی هستیم چون مادها کورد بودن دیاکو بزرگ پادشاه ماد ها بود ما ریشه داریم
اما حیف که بعضی از مغولی ها امدن چرت میحرفن

زنده باد سروکه من
جمعه 26 خرداد 1396 11:50 ب.ظ
سلام دوستان من خودم عبدویی هستم و از قوم سمیتقو هستم من به این مرد بزرگ افتخار میکنم
او برای حق کورد ها جنگید اکنون بعضی لاشی بلند شدن از تاریخ حرف میزنن و بدنامش میکنن
زنده باد سروکه من
پنجشنبه 24 فروردین 1396 02:27 ق.ظ
I am in fact glad to read this weblog posts which carries plenty of valuable information, thanks for providing such data.
پنجشنبه 27 خرداد 1395 06:15 ب.ظ
خاک تو یرتون با مشاهیر جلادتون
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 09:53 ب.ظ
هیچ کوردی واژه مقدس کورد را کرد نمینویسد ان کورد گرل یک ترک است که خود را کورد معرفی میکند
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 09:52 ب.ظ
ارومیه ای هزاران نفر که امثال تو انها را بت میدانند و میپرستند هزاران نفر را کشتند بشار اسد یکی اردوغان دو هزاران نفر دیگر هستند تنها سمکو خان با کشتار کار بدی کرده؟ ایشان تنها حق ملت کورد را گرفتند اما اردوغان مردم بیگناه را میکشد و تو چون مثل او مغولی از او دفاع میکنی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 09:35 ب.ظ
باعث افتخارمه اسمم کوردی ست و هم اسم ایشان هستم.
همسر سمکو خان اذری بودن اگر اذری ها ایشان را قبول نداشتند چرا به ایشان دختر دادند؟ پس حتی اذری ها نیز ایشان را به عنوان فرد بسیار بزرگواری قبول داشتن
درود بر روح پاکشان
یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 11:01 ب.ظ
اگر کمی کمی کمی وجدان داشته باشید این جانی را قهرمان نمی گویید
بااین حال نظرات افراد مهم نیست چون این جانی باجنایاتش تاریخ را ثبت کرده وما این جانی را به همه می شناسانیم
یکشنبه 4 بهمن 1394 07:51 ب.ظ
درود بر سمکو شکاک پادشاه کوردستان
شنبه 12 دی 1394 04:10 ب.ظ
اسماعیل آقا یکی از بزرگترین شخصیت های تاریخ کورد وایران است.
بزرگی او زمانی معلوم میشود که رضان خان پهلوی دو دفعه از اسماعیل آقا شکست خورد
اما درجنگ سوم بانیرنگ ودسیسه شهید شد. ( رضان خان پالانی یاهمان رضا شاه پهلوی تمامی ایالت رو به آسانی ازبین برد:ازجمله شیخ محمد خیابانی، میرزا کوچک خان جنگلی، شیخ نزعل ازرهبران ایالات)
تاریخ کوردستان لبریز از بزرگانی همچون اسماعیل آقا و... است.
دوشنبه 16 شهریور 1394 03:19 ق.ظ
لازم نیست كه مادرمورداین شخ؛یت ن>ربدیم چون تاریخ خودش دلاوری هایش راترسیم كرده.درودبرروح باكش
پنجشنبه 25 تیر 1394 08:52 ب.ظ
من به شخصه ارادت خاصی به زنده یاد اسماعیل آقا سیمکو دارم نام ایشان را حدود سی سال پیش از پدربزرگم شنیده بودم .ایشان را باید به نام شاه کوردستان بشناسیم . ازین جا به دوستانی که میگویند تاریخ درباره سمکو جز قتل و غارت مردم چیز دیگر نمیگوید اشاره میکنم که تاریح تحریف شده حتی ایل شکاکی که در مناطقی از آذربایجان شرقی زندگی میکنند به انها شقاقی میگوییند و منکر اصالت کردی انها هستند و روایت کذایی ترکهای پای شترهایشان که بهانه یی شده بود برای ندادن سرباز به یزید را افتخار میدانند تا کرد بودن را و به زبان ترکی حرف میزنند و خود را از ان لحاظ شقاقی مینامند
چهارشنبه 24 تیر 1394 11:59 ق.ظ
kurd girl مطمئنما که کرد هم نیستی تو هنوز نفهمیدی که کتاب هایی که تو مطالعه کردی دست کاری شده و واقعی نیستن اما اگه می خوای عوض شی بگرد کتاب های اصلی و بدون کم و کاستی و افزوده های چرت و پرت رو مطالعه کن تا بفهمی که در مورد چه شخصیتی حرف می زنی
سه شنبه 2 تیر 1394 03:12 ب.ظ
تاریخ واقعی در مورد جنایات این افراد نظر می ده نه تاریخ که با تعصوب ورزی نوشته شده باشه
شنبه 23 خرداد 1394 08:45 ب.ظ
سمکۆ کوردستانە و کوردستان سمکۆیە.
بژی کورد و کوردستان!
یکشنبه 10 اسفند 1393 04:50 ب.ظ
هر هبی كورد و كوردستان
جمعه 30 آبان 1393 08:42 ق.ظ
درودبرجسارت طایفه شکاک کوردکه هیچ وقت زیربارمحنت نرفت روح درودبرخاندان شکلک درودبراسماعیل اقاشکاک.
دوشنبه 26 آبان 1393 02:52 ب.ظ
زنده باد کوردستان و به روح سمکو درود می فرستیم و یادش را گرامی میداریم و برای کسانی که خود را کورد مینامند ولی طور دیگه ای سخن میگویند متأسفم چرا که سمکو برای ازادی کوردستان قدم نهاد.
سه شنبه 22 مهر 1393 01:54 ب.ظ
بژی کوردوو کوردستان
سه شنبه 22 مهر 1393 11:04 ق.ظ
Long life simko
پنجشنبه 12 تیر 1393 04:38 ب.ظ
بژی کاک سمکو بژی کورد
جمعه 9 خرداد 1393 06:57 ب.ظ
من به عنوان یک کرد ایرانی جنایات سیمکو را محکوم می کنم و وی را سبب بدنامی مردم شریف کرد میدانم.تاریخ را باید بدون تعصب ورزی نوشت.
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 05:47 ب.ظ
خوب است کمی تعصب را کنار بگذارید (هرچند که بعید می‌دانم) و کمی واقع‌بینانه به تاریخ نگاه کنید. سیمیتقو هزاران نفر بیگناه را به قتل رساند و سالها آذربایجان غربی را ناامن کرد. در خود اورمیه با اینکه به دلیل وساطت کنسول انگلیس قتل‌عام نکرد ولی مردم را برای گرفتن پول و تفنگ شکنجه کرد. جالب است که تاریخی را تحریف می‌کنید که جزوی از خاطرات مردم است!
جمعه 5 اردیبهشت 1393 03:43 ب.ظ
متن خوبی بود
من زندگی نامه ایم مرد بزرگ رو طور دیگری خوانده بودم
ایشان را به عنوان ادم فروش و قاتل نام برده بودند اما الان که می بینم روایت طور دیگری است
فکر کنم این روایت شما بیشتر برای من پذیرفتنی باشد هر چند در جاههایی نگارنده اندکی روغنش را زیاد کرده بود
امیدوارم زوایای زندگی این مرد بزرگ بیشتر روشن گردد
سه شنبه 19 فروردین 1393 01:38 ق.ظ
سلام.به خاطر ارایه این مطالب بی نهایت ممنونم.زنده باد سمکو شکاک رهبر بزرگ کردستان زنده باد کردستان
بژی کورد و کوردستان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
Online User
 
   

پشتیبانی